جراحات سر و صورت و دیة آنها بهترتیب ذیل است:
الف ـ حارصه: خراش پوست بدون آنكه خون جاری شود، یكصدم دیه كامل
ب ـ دامیه: جراحتی كه اندكی وارد گوشت شود و همراه با جریان كم یا زیاد خون باشد، دوصدم دیه كامل
پ ـ متلاحمه: جراحتی كه موجب بریدگی عمیق گوشت شود لكن به پوست نازك روی استخوان نرسد، سهصدم دیه كامل
ت ـ سمحاق: جراحتی كه به پوست نازك روی استخوان برسد، چهارصدم دیه كامل
ث ـ موضحه: جراحتی كه پوست نازك روی استخوان را كنار بزند و استخوان را آشكار كند، پنجصدم دیه كامل
ج ـ هاشمه: جنایتی كه موجب شكستگی استخوان شود گر چه جراحتی را تولید نكند، دهصدم دیه كامل
چ ـ مُنَقَّله: جنایتی كه درمان آن جز با جا بهجا كردن استخوان میسر نباشد، پانزدهصدم دیه كامل
ح ـ مأمومه: جراحتی كه به كیسه مغز برسد، یكسوم دیه كامل
خ ـ دامغه: صدمه یا جراحتی كه كیسه مغز را پاره كند، كه علاوهبر دیه مأمومه، موجب ارش پارهشدن كیسه مغز نیز میباشد.
تبصره ۱ ـ جراحات گوش، بینی، لب، زبان و داخل دهان، در غیر مواردی كه برای آن دیه معین شده است، در حكم جراحات سر و صورت است.
تبصره ۲ ـ ملاك دیه در جراحتهای مذكور، مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تأثیری در میزان دیه ندارد.
تبصره ۳ ـ جنایت بر گونه در صورتیكه داخل دهان را نمایان نسازد، موجب یكبیستم دیه كامل و اگر بهنحوی باشد كه داخل دهان را نمایان سازد، موجب یكپنجم دیه كامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت، اثر و عیب فاحشی، در صورت باقی بماند، علاوهبر آن، یك بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود.
تبصره ۴ ـ هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام، اثری از خود بر جای بگذارد، علاوه بر دیه موضحه، یك هشتادم دیه كامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند، علاوه بر دیه جنایت، یكصدم دیه كامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت، شكافی در صورت ایجاد كند دیه آن هشت صدم دیه كامل است.