بر مبنای محاسبات صورت گرفته در سند راهبردی و چشمانداز كلان بخش مسكن در افق ۱۴۰۵، به طور میانگین ساخت یک میلیون واحد مسکونی جدید در سال، لازم است. این، در حالی است كه میانگین ساخت و ساز سالانه در دهه ٧۵ تا ٨۵ خورشیدی برابر با ۵٠٠ هزار واحد و برای دوره ٨۵ تا ٩٠ (با توجه به طرح ساخت مسكن مهر در این دوره) ٨٠٠ هزار واحد بوده است. به عبارت دیگر، برای رسیدن به ساخت و ساز مورد نظر در سند چشم انداز با روش های ساخت متداول، لازم است تا نیروی کار شاغل در بخش مسکن افزایش پیدا کند.
از طرف دیگر، نیروی کار جامعه امروزی، آرام آرام به سمت اخذ تحصیلات عالی پیش میرود. این موضوع، باعث میشود تا در بلندمدت، بازار تولید ساختمانهای سنتی با كمبود نیروی كار مواجه شود؛ چرا که نیروی کار تحصیل کرده دیگر نخواهد توانست به عنوان یک کار گر ساده نسبت به ساخت و اجرای ساختمان مبادرت ورزد. اجرای ساختمان با روشهای صنعتی و فناوریهای جدید، نیاز به گروههای مجرب و آموزش دیده دارد. از این رو، در صورت مدیریت درست سیستم آموزش عالی، نیروی كار تحصیل كرده امروزی، رغبت بیشتری برای فعالیت در این عرصه خواهد داشت و طبیعتا صنعت ساختمان فضای کار وسیعی برای نیروهای آماده به كار امروزی، هم در واحدهای صنعتی تولید مصالح ساختمانی و هم در کار گاههای ساختمانی ایجاد خواهد کرد.
بنابراین، استفاده از روش های صنعتی برای تولید مسكن به منظور تامین اهداف راهبردی كشور اجتناب ناپذیر است. از طرف دیگر، تحقق این مهم فقط در صورت ایجاد تحول و به روز نمودن تحصیلات عالی و افزایش ارتباط دانشكاه و صنعت امكان پذیر خواهد بود. این روند در بلندمدت، موجب توسعه صنعتی کشور همراه با توسعه اشتغال نیروی کار تحصیل کردە در بخش مسكن خواهد شد.