آتریوم: یک گشودگی قائم و باز که دو یا چند طبقه را به یک دیگر مرتبط می سـازد و در انتهـای بالایی آن بسته است. این گشودگی به غیر از پلکان دوربسته، آسانسورها، چاه آسانسـورها، بالابرهـا، تأسیسات برقی، مکانیکی یا سایر تجهیزات است. طبقاتی که در این تعریف به وسیله آتریوم به هـم مرتبط میشوند، شامل بالکنهای موجود در تصرف تجمعی یا میان طبقه نیست.
آتشسوزی: آتشی است که از کنترل خارج شده و برای موجود زنده، ساختمان و محتویات درون آن زیان آور و خطرناك است. در این مبحث، برای اختصار و یـا بـرای روانـی بهتـر مـتن، در برخـی قسمتها از واژه " آتش " به جای" حریق " یا " آتشسوزی " استفاده شده است.
آتش استاندارد: منحنی استاندارد دما- زمان مطابق استاندارد ملـی ایـران شـماره ١٢٠٥٥، کـه افزایش دما بر حسب زمان را برای آزمایش های مقاومت در برابر آتـش مشـخص مـی کنـد. در ایـن مقررات منظور از آتش استاندارد عمدتاً آتـش اسـتاندارد سـلولزی اسـت و چنانچـه اسـتانداردهای دیگری (مانند آتش هیدروکربنی یا منحنی تونل) مورد نظر باشد، تصریح خواهد شد.
آزمایش آتش استاندارد: آزمایش یا آزمایش های استاندارد ویژه برای تعیـین مقاومـت و رفتـار مصالح،فرآورده ها، اعضاء و اجزای ساختمانی در برابر آتش سوزی. آزمایش های آتشعمدتاً شامل دو گروه اصلی " واکنش در برابر آتش " و " مقاومت در برابر آتش " میشود.
ارتفاع ساختمان: فاصله قائم تراز متوسط زمین تا تراز متوسط بالاترین بـام. در سـاختمان هـایی که دارای چند بام با ارتفاع های متفاوت است، ارتفاع ساختمان برابر با ارتفاع متوسط بالاترین بام در نظر گرفته میشود.
ارتفاع طبقه: فاصله قائم از روی کف تمام شده یک طبقه تا روی کف تمام شده طبقه بالاتر اسـت.
ارتفاع طبقه آخر بنا، حد فاصل کف تمام شده آن طبقـه تـا کـف تمـام شـده متوسـط سـطح بـام ساختمان میباشد.
افزایش بنا: هرگونه عملیات ساختمانی که سطح یا حجم یک بنا را افزایش دهد.
اعضای باربر: اعضایی از ساختمان که بار مرده و زنده ساختمان را به شالوده ها انتقال میدهند.
بار تصرف: تعداد افرادی که راه خروج ساختمان یا بخشی از آن، برای آن ها طراحی میشود.
بالابر: اتاقک یک سکویی که به مکانیسم بالا و پائین رفتن در مسیر قائم و ثابت مجهز باشد.
بنای موجود: بنایی که مطابق مقررات و قوانین گذشته اجرا و تکمیل شده است.
پارکینگ باز: یک ساختمان یا بخشی از آن، که به پارك کردن اتومبیلهـای شخصـی اختصـاص یافته و دارای شرایط زیر است: برای تهویه طبیعی پارکینـگ، حـداقل دو سـمت خـارجی آن دارای بازشوهایی با توزیع یکنواخت است. در هر طبقه مجموع مساحت گشودگیهای خارجی حداقل برابر با ٢٠ درصد مساحت کل دیوارهای پیرامونی پارکینگ در همان طبقه و مجمـوع طـول بازشـوهای خارجی نیز دست کم برابر با ٤٠ درصد طول کل دیوارهای پیرامونی پارکینـگ در آن طبقـه باشـد.
همچنین دیوارهای داخلی پارکینگ باید دارای حداقل ٢٠ درصد گشودگی با توزیع یکنواخت باشد.
پارکینگ بسته: به هر پارکینگی که باز نباشد، پارکینگ بسته گفته میشود.
پارکینگ مکانیزه: به پارکینگ هایی اطلاق میشود که فاقد طبقه بوده و خودروها بدون حضـور راننده و بهوسیله تجهیزات مکانیزه کنترل و در محل خود جای میگیرند.
پله: تغییر در تراز ارتفاع، شامل یک یا چند مرتبه صعود.
پلکان: بخشی از مجموعه راه خروج، شامل تعدادی پله با پاگردها و سکوهای لازم، که رفت و آمـد از یک طبقه به طبقه دیگر را بدون تداخل و برخورد با مانع امکان پذیر میکند.
پلکان خارجی: پلکانی که حداقل یک طرف آن به جز بخش های لازم برای ایستادگی و حفاظت، باز است. فضاهای باز مجاور باید حیاط یا معبر عمومی باشد.
پلکان برقی: وسیله ای است که در مسیر حرکت افراد پیاده جهت بالا یا پـایین بـردن آنهـا در دو طبقه غیر هم سطح به کار میرود و به وسیله پله که توسط نیروی محرکه برقی به حرکـت در آورده میشود، سبب جابجایی افراد میگردد.
پلکان قیچی: دو راه پله متقاطع که تشکیل دهنده دو مسیر خروج مجزا اسـت و در یـک دوربنـد پلکان واقع شده است. اگر دو راه پله متقاطع با موانع مناسب آتش از یکدیگر جدا شوند، دیگر پلکان قیچی تلقی نمیشود.
پلکان مارپیچ: پلکانی که در تصویر افقی (پلان) دارای شکل دایره بسته است و کف پلـههـایی بـا مقطع همسان دارد که در اطراف یک ستون نگهدارنده، به صورت شعاعی، متصل شده اند.
پنجره آتش: پنجره ای با ساختار و شیشه کاری مناسب است که بتواند محافظـت لازم بـه منظـور جلوگیری از انتقال آتش سوزی را، در حد الزامات مربوط، تأمین نماید. در ایـن مبحـث، بـه منظـور سادگی و اختصار، به جای عبارت " پنجره مقاوم در برابر آتش "، عبارت کوتاه تر " پنجـره آتـش " بـه کار رفته است.
پنجره چشمی: پنجره ای که فقط برای تأمین دید به فضای مجاور تعبیه شده باشد.
پوشش مانع حرارتی: مصالحی کهعمدتاً برای محافظت فوم های پلیمری در برابر آتش به کـار می روند (به فصل ٣-٧ مراجعه شود). طبق تعریف، پوشش های مانع حرارتی مصالحی هسـتند کـه پس از ١٥ دقیقه قرار گرفتن در معرض منحنی اسـتاندارد آتـش (منحنـی دمـا ـ زمـان اسـتاندارد ١٢٠٥٥ ISIRI)، دمای پشت آنها حداکثر به ١٢٠ درجه سلسیوس برسد. پوشش مانع حرارتی باید به نحوی نصب شود که در مدت این ١٥ دقیقه در جای خود باقی بماند و دچار ریزش نشود.
تأیید شده، تصویب شده: تأیید و تصویب مصالح، لوازم و تأسیسات ساختمانی، یعنـی تأییـد و تصــویب آنهــا توســط مرجــع قــانونی صــدور گواهینامــه فنــی (مرکــز تحقیقــات راه، مســکن و شهرسازی) و استاندارد (سازمان ملی استاندارد) که مطابق ضوابط، استانداردها و مقررات این مبحـث، با آزمایش و سایر ارزیابیهای لازم صورت میگیرد.
تخلیه خروج: مراجعه شود به راه خروج.
تراز زمین (یا تراز متوسط زمین): سطح مبنا که متوسط تراز زمین مجاور ساختمان هم مـرز با دیوارهای خارجی را نشان می دهد. اگر سطح زمین بـه طـور شـیب دار از دیوارهـای خـارجی دور شود، سطح مبنا باید در پائین ترین نقاط درون مساحت بین ساختمان و حد مالکیت زمین در نظـر گرفته شود و یا در صورتی که فاصله حد مالکیت زمین از ساختمان بیش از ١٨٠ سانتی متر باشـد، باید بین ساختمان و نقطهای در ١٨٠ سانتیمتری ساختمان در نظر گرفته شود.
تصرف: نوع بهره گیری از بنا یا بخشی از آن که برای مقاصد معلوم در دست بهره برداری است و یـا قرار است برای آن مقاصد مورد استفاده قرار گیـرد (توضـیح: از آن جـا کـه در یـک سـاختمان، بـا کاربری مشخص، فضاهایی با انواع بهره برداری های متفاوت وجود دارد، از نظر مبحث سـوم مقـررات ملی ساختمان، استفاده از کلمه کاربری به جای تصرف، دقیق تلقی نمیشود. بـه عنـوان مثـال در ساختمانی با کاربری هتل، انواع تصرف های مسکونی، تجمعی، انبار و ... وجود دارد).
تصرف های پرخطر: بناهایی که به علت نوع بهره برداری از آنها، دارای مواد ومصالح بسیار آتش زا، سمی، خورنده، انفجاری و مشابه آن باشند. با توجـه بـه تنـوع و نیـاز بـه طراحـیکـاملاً تخصصـی ساختمان های پر خطر،اصولاً مقررات کامل آنهـا در ایـن مبحـث پوشـش داده نشـده اسـت، بـرای اینگونه تصرف ها، در نبود مقررات و آیین نامههای مصوب داخلی، طراحان و مجریان موظف هستند، از آیین نامهها و مدارك تخصصی معتبر بینالمللی بهره گیری نمایند. مرجع قـانونی صـدور پروانـه و کنترل ساختمان نیز میتواند برای اینگونه ساختمان ها تطبیق با مقررات تخصصـی، نظیـر کـدهای مرتبط NFPA و مشابه آن را خواستار شود.
تغییرات: هرگونه دگرگونی یا تغییر و تبدیل در سـاختمان، در راه هـای خـروج از سـاختمان و در تأسیسات مکانیکی و برقی ساختمان که به قصد افزایش ساختمان صورت نگیرد.
جایگاه: در این مبحث به معنی تسهیلات نشیمن ردیفی به کار رفته است.
حفاظ یا نرده محافظ: یک قطعه ساختمانی یا مجموعهای از قطعات ساختمانی که در سمت بـاز سطوح مرتفع قابل تردد یا نزدیک آنها قرار گرفته است و امکان سقوط را به حداقل میرساند.
حیاط: فضای باز بدون سقف و بدون تصرف، که از دو یـا چنـد طـرف، بـا دیوارهـای خـارجی بنـا، محصور باشد.چنانچه یک حیاط از همه طرف به دیوارهای خارجی بنا محصـور شـود، بـه آن حیـاط داخلی گفته میشود.
خانه: فضای زندگی حداکثر با دو طبقه ارتفاع که به منظور سکونت یک یا دو خانوار در نظر گرفتـه شده باشد.
خروج: مراجعه شود به راه خروج.
خروج افقی: مراجعه شود به بند ٣-٦-٣-٣-١٩.
خودبسته شو: به در خودبسته شو مراجعه شود.
خودکار: اصطلاح " خودکار " در مورد تجهیزات محافظت در برابر حریق و وسایل و دستگاه هایی به کار می رود که در برابر برخی از محصولات احتراق واکنش نشان داده و خود به خود و بدون دخالت انسان فعال شوند.
خودکار بسته شو: به در خودکار بسته شو مراجعه شود.
خیابان: هر نوع راه عبور و مرور عمومی در فضای باز، اعم از کوچه، خیابان یا بلوار، که دسـت کـم دارای ۹/۰ متر عرض باشد و به گونه ای طرح شده باشد که امکان اسـتفاده واحـدهای آتـش نشـانی برای خاموش کردن آتش سوزی را فراهم آورد. معابر داخل فضاهای بسـته و تونـل هـا اگرچـه مـورد استفاده عبور و مرور عمومی قرار گرفته و ماشین رو باشند، به عنوان خیابان لحاظ نمیشوند.
در آتش: مجموعه ای از عناصر شامل لنگه در، چارچوب، یراق آلات و دیگر اجزایی که مجموعاً یک درجه مشخص از محافظت در برابر آتش را تأمین می نماید. در این مبحث به جای عبارت " سیستم در مقاوم در برابر آتش "اصطلاحاً، از عبارت کوتاه تر " در آتش " استفاده شده است.
در بادبزنی: در مجهز به یک وسیله دو محوری که طوری طراحی شـده اسـت کـه در هنگـام بـاز شدن، حرکت بادبزنی دارد.
در خود بسته شو: در محافظت شده در برابر آتش که مجهز به سیستمی است کـه سـبب بسـته شدن خود به خود در، پس از باز شدن آن میشوداصولاً. اصطلاح " خود بسته شـو " هنگـامی کـه در مورد درهای حریق یا سایر بازشوهای حفاظتی به کار برده شود، به مفهوم بسته بودن در (یا بازشو) در حالت عادی و بسته شدن آن پس از عبور است که برای اطمینان از انجام این عمل، در بـه یـک وسیله مکانیکی تأیید شده مجهز میشود.
در خودکار بسته شو: در محافظت شده در برابر آتش که مجهز به سیستمی است که بـه هنگـام آتش سوزی، در اثر واکنش به برخی از محصولات احتراق (ماننـد دود) و فرمـان گـرفتن از سیسـتم اعلام حریق، سبب بسته شدن در میشود.
در/ دریچه آتش کف: مجموعه ای از لنگه در یا دریچه، چارچوب، یراق آلات و دیگر اجزای نصب شده در سطح افقی، که مجموعاً یک درجه مشخص از محافظـت در برابـر آتـش را در یـک منفـذ، موجود در یک کف دارای درجهبندی مقاومت در برابر آتش تأمین کند.
درجه بندی شده از نظر مقاومت در برابر آتش، عنصر ساختمانی: یک عنصر سـاختمانی (مانند دیوار، سقف یا غیره) که مطابق با این مبحث، باید دارای یک مقدار الزامی مقاومـت در برابـر آتش باشد و برای این منظور دارای نتایج آزمون یا گواهینامه معتبر می باشد.
درجه محافظت در برابر آتش: مدت زمانی که یک بازشوی محافظت شـده (ماننـد در آتـش)، مطابق با آزمون استاندارد قادر به مقاومت در برابر انتقال آتش باشد. درجه بندی محافظـت در برابـر آتش بر حسب ساعت یا دقیقه بیان میشود.
درز: گشودگی خطی داخل یک عنصر ساختمانی، ماننـد درز انبسـاط، کـه بـرای حرکـت مسـتقل ساختمان در صفحات مختلف (ناشی از حرارت، زمین لرزه، باد یا هرگونه نیروی دیگر) طراحی شـده است. در صورت وجود درز در یک عنصر ساختمانی دارای درجه بندی مقاومت در برابر آتش، باید از سیستم درزبندی مقاوم در برابر آتش استفاده شود.
درزبندی آتش، سیستم: مجموعه ای از مواد، یا فرآورده های ویژه، که بـرای ایجـاد مقاومـت در برابر سرایت آتش، داخل درزهای تعبیه شده درون یا بین مجموعههای ساختمانی دارای درجهبندی مقاومت در برابر آتش قرار گرفته است. در این مبحث به جـای عبـارت «درزبنـدی مقـاوم در برابـر آتش» اصطلاحاً، از عبارت کوتاه تر «درزبندی آتش» استفاده شده است.
دسترس خروج: مراجعه شود به راه خروج
دستگیره محافظ: لوله، چوب یا هر پروفیلی که در طول راه پلـه و بـالکن بـرای گـرفتن دسـت و نلغزیدن انسان نصب شود.
دماغه یا لبه پله: لبه جلو آمده کف پلهها و پله پاگردها.
دمپر: وسیله ای که جریان هوا یا محصولات احتراق و مقدار آنهـا را بـا فرمـان دسـتی یـا خودکـار تنظیم میکند. مراجعه شود به دمپر آتش، دمپر آتش/ دود یا دمپر دود.
دمپر آتش: دمپر دارای گواهینامه معتبر از مرجـع قـانونی صـدور گواهینامـه فنـی، نصـب شـده درکانالها و گشودگی های انتقال هوا یا سیستم های کنترل دود کـه بـه محـض کشـف حـرارت بـه صورت خودکار مسدود و مانع عبور هوا میشود و عبور شعله را محدود میکند.
دمپر آتش/دود: دمپر دارای گواهینامه معتبر از مرجع قانونی صدور گواهینامه فنی، نصـب شـده در کانالها و گشودگی های انتقال هوا که با دریافت علامت از سیستم کشف حریق بسته می شـود و در برابر عبور هوا / دود مقاوم است. این وسیله باید طوری نصب شود که به طور خودکار عمل کرده و در صورت لزوم بتوان آن را از یک ایستگاه فرماند هی در ساختمان در محلی دور از دمپـر کنتـرل کرد (در این مبحث به جای عبارت «دمپر مقاوم در برابر آتش/ دود» اصطلاحاً، از عبـارت کوتـاه تـر «دمپر آتش/ دود» استفاده شده است).
دمپر دود: دمپر دارای گواهینامـه معتبـر از مرجـع قـانونی صـدور گواهینامـه فنـی، نصـب شـده درکانالها و گشودگی های انتقال هوا که برای مقاومت در برابر عبور هوا و دود طراحی شـده اسـت.
این دمپرها طوری نصب می شوند که به طور خودکار و تحت کنترل سیستم کشف دود عمل کننـد و در صورت لزوم بتوان آن را از یک ایستگاه فرماندهی در ساختمان کنترل نمود (در این مبحث بـه جای عبارت »دمپرمقاوم در برابر عبور دود«، اصطلاحاً از عبارت کوتاهتر »دمپر دود« اسـتفاده شـده است).
دوربند خروج: جزئی از خروج که از دیگر فضاهای داخل ساختمان یا سـازه بـه وسـیله سـاختار دارای درجه بندی مقاومت در برابر آتش و محافظت کننده های بازشو جدا شده اسـت و مسـیر عبـور محافظت شده ای را به سمت یک تخلیه خروج یا به یک معبـر عمـومی تـأمین مـیکنـد (همچنـین مراجعه شود به راه خروج).
دوربند شفت: دیوارهای تشکیل دهنده مرزهای (بدنه) اطراف شفت (همچنین مراجعـه شـود بـه شفت)، کهعمدتاً طبق ضوابط این مبحث نیاز است تا متناسب بـا نـوع بهـره بـرداری و مشخصـات شفت، دارای درجه مقاومت در برابر آتش مشخص باشند.
دیوار جان پناه: بخش امتداد یافته دیوارهـای خـارجی بنـا در بـام کـه بـرای ایمنـی و تفکیـک از ساختمان مجاور اجرا میشود.
دیوار جداکننده آتش: دیوار جداکننده ای که برای جلوگیری از گسـترش آتـش سـوزی از یـک طرف به طرف دیگر دیوار طراحی و بازشو های آن در برابر آتـش محافظـت شـده اسـت (همچنـین مراجعه شود به ٣-٨-٤).
دیوار خارجی: دیوار باربر یا غیرباربر که به عنوان دیوار محصور کننده ساختمان استفاده میشود.
دیوار کتیبه: بخشی از دیوار خارجی ساختمان که پایین یا بالای پنجره (یا بازشو) واقع میشود.
دیوار مشترك: دیواری که در مرز مالکیت دو ساختمان برای بهرهگیری مشترك ساخته میشود.
راه پله: مراجعه شود به پلکان.
راه خروج: مسیر ممتد و بدون مانعی که برای رسیدن از هر نقطه ساختمان به یک معبر عمـومی در نظر گرفته شود. راه خروج از سه بخش مجزا و مشخص «دسترس خروج»، «خـروج» و «تخلیـه خروج» تشکیل میشود.
تخلیه خروج: بخشی از "راه خروج" که بین انتهای خروج و معبر عمومی واقع است.
تراز تخلیه خروج: تراز نقطهای که خروج در آنجا پایان مییابد و تخلیه خروج آغاز میشود.
دسترس خروج: بخشی از "راه خروج" که از هر بخش تحت تصرف در یک ساختمان یا سـازه به یک خروج منتهی شود. همچنین مراجعه شود به ٣-٦-٣.
خروج: قسمتی از "راه خروج" که با ساختار و تجهیزاتی دارای درجه بندی مقاومت در برابر آتـش، بر اساس این مقررات از دیگر فضاهای ساختمان جدا و ایمن شـده و مسـتقیم یـا از طریـق تخلیـه خروج به معبر عمومی منتهی میشود. خروج شامل درهای خروجی در تراز همکف، پلکان دوربندی شده خروج، گذرگاه های خروج، پله های بیرونی خروج، شیبراه های بیرونی خروج و خروج های افقـی است. همچنین مراجعه شود به ٣-٦-٣.
خروج افقی: یک مسیر عبور از یک ساختمان به مکانی در ساختمان دیگر (دارای یـک مالکیـت) در ترازتقریباً برابر، یا مسیر عبور از میان یا پیرامون یک دیوار یا جداکننده به مکانی در تراز تقریبـاً برابر در همان ساختمان (یا ساختمان دیگر دارای یک مالکیت)، که ایمنی از آتش و دود موجود در مکان وقوع و مکان های مرتبط با آن را تأمین میکند.
راه خروج قابل دسترس: راه خروج پیوسته و بدون مانع که از هر نقطـه در یـک سـاختمان یـا تأسیسات کشیده میشود و مسیری قابل دسترس را به یک مکان امن، یک خروجی افقـی یـا یـک معبر عمومی فراهم میسازد (همچنین مراجعه شود به قابل دسترس).
راهرو: بخشی از راه خروج که در بین ردیف های اصلی صندلی ها، نشیمن ها، میزها و سایر مبلمـان موجود در فضاهای تجمعی، رد میشود و امکان عبور از میان آنها و یا دسترسـی بـه آنهـا را فـراهم میکند.
دسترس راهرو: بخشی از دسترس خروج که به یک راهرو می رسـد. اینهـا راهروهـای فرعـی هستند که امکان حرکت و عبور در اطراف میزها، صندلی هـا و سـایر مبلمـان موجـود در فضـاهای تجمعی را امکان پذیر میسازد.
زیرزمین: بخشی از ساختمان که به صورت کامل یا بیش از نیمی از ارتفاع کف تا سـقف آن، زیـر تراز زمین واقع شده است.
ساختمان بلند مرتبه: ساختمانی که ارتفاع بالاترین کف طبقه قابل بهره برداری آن بـیش از ٢٣ متر از تراز متوسط زمین باشد. برای ساختمان های مخاطره آمیز این ارتفاع را می توان بـه تشـخیص مرجع قانونی صدور پروانه و کنترل ساختمان، کمتر از این مقدار در نظر گرفت.
سکوی تجهیزات صنعتی: سکوی تصرف نشده مرتفع در یک تصرف صنعتی کهمنحصراً بـرای تجهیزات سیستم های مکانیکی یا فرآیند صنعتی استفاده شده و شامل سطوح قابـل تـردد مرتفـع، پلکان ها و نردبان های ضروری برای دسترسی به سکو میشود.
شفت: فضای محصور امتداد یافته بین یک یا چند طبقـه از یـک سـاختمان کـه بـه صـورت قـائم گشودگیهای طبقهها را در بر میگیرد، مانند شفت پلکان، شفت آسانسور و داکتهای تأسیساتی.
شیبراه: سطح تردد که دارای شیبی بیشتر از ٥ درصد است.
طبقه: بخشی از ساختمان که بین دو کف تمام شده متوالی قرار دارد (همچنین مراجعـه شـود بـه تعاریف واژه های زیرزمین و میان طبقه).
طبقه خیابان: طبقه ای از بنا که از کف خیابان یا محوطه خارج بنـا حـداکثر بـا شـش پلـه قابـل دسترس باشد. در مواردی که دو یا چند طبقه ساختمان بتوانند در اثر تغییـرات تـراز مسـتقیماً بـه خیابان یا محوطه اطراف راه یابند، ساختمان به همان تعداد دارای طبقـه خیابـان خواهـد بـود. بـه همین ترتیب، چنانچه هیچ یک از طبقات بنا نتوانند با شرایط یاد شده امکان دسترسی به خیابان و محوطه خارج داشته باشند، ساختمان بدون "طبقه خیابان" منظور میگردد.
طبقه تراز تخلیه: پایین ترین طبقه ای از بنا که حداقل ٥٠ درصد از بار تخلیه متصرفین از آن به معبر عمومی تخلیه شوند. در صورت عدم وجود شرایط فوق، پایین ترین طبقه ای که دارای یک یا دو خروج با ارتباط مستقیم عمومی باشد، به عنوان طبقه یا تراز تخلیه شناخته میشود.
فضای انتظار: فضای مشترك و همگانی در بناهای تجمعی که به منظور سپری کردن اوقات پیش از موعد برای ورود به یک سالن اجتماعات در نظر گرفته میشود.
فضای پناه دهی: فضایی که در مقابل حریق به میزان مشخصی مقاومت مـی نمایـد و بـه منظـور پناه گرفتن موقت افراد تا رسیدن نیروهای نجـات یـا موقعیـت مناسـب بـرای خـروج از سـاختمان استفاده میشود.
فضای ورودی: فضای مشترک و همگانی در بناها که به منظور کنترل و ایجـاد تسـهیلات بـرای ورود و خروج افراد در نظر گرفته میشود.
فاصله مجزاسازی حریق: عبارت از فاصله اندازهگیری شده از نمـای سـاختمان تـا نزدیکتـرین خط داخلی مالکیت زمین، یا تا خط وسط خیابان، کوچه یا معبر عمومی، یا تا یک خط فرضی بـین دو ساختمان موجود در یک ملک یا یک زمین مشترک می باشد. این فاصله بایـد نسـبت بـه دیـوار ساختمان تحت زاویه قائمه اندازهگیری شود.
فضای پیرامونی: فضای باز پیرامون یک عنصر نفوذ کننده است.
قابل دسترس: فضایی که افراد معلول جسمی و حرکتی، صـرف نظـر از محـدودیت هـای جسـمی خود، بدون نیازبه کمک دیگران بتوانند از آن استفاده کننـد (مراجعـه شـود بـه ضـوابط و مقـررات شهرسازی برای افراد معلول جسمی ـ حرکتی).
کریدور: یک جزء محصور از " دسترس خروج " که یک مسیر عبور به یک خروج را فراهم میکند.
گذرگاه خروج: جزئی از خروج که از تمامی فضاهای داخلی ساختمان یا سازه به وسـیله سـاختار درجه بندی شده مقاوم در برابر آتش و محافظت کننده های بازشـو جـدا شـده اسـت و مسـیر عبـور محافظتشدهای را در جهت افقی به سمت یک تخلیه خروج یا به یک معبر عمومی تأمین میکند.
مانع آتش: یک عنصر ساختمانی افقی (مانند سقف) یا قائم (مانند دیوار) با درجه بنـدی مقاومـت در برابر آتش که برای جلوگیری از گسترش آتش سوزی طراحی شده و دارای بازشو هـای محافظـت شده در برابر آتش است. برای دیوار مانع آتش، مراجعه شود به ٣-٨-٤.
مانع دود: یک پوسته پیوسته قائم یا افقی، مانند دیوار یا سقف که برای محدود کردن حرکت دود طراحی و ساخته شده است.
محوطه (حیاط) خروج: یک محوطه یا حیاط که دسترسی به یک معبر عمومی را برای یـک یـا چند خروج فراهم میکند.
مساحت ساختمان: مساحتی که در میان دیوارهای خارجی بـدون در نظـر گـرفتن شـفت هـای تهویه و حیاط ها واقع شده است. فضاهایی از ساختمان که در حد فاصل دیوارهای اطراف ساختمان قرار ندارند، در صورتی که درون تصویر افقی بام یا کف بالایی قرار داشـته باشـند، بایـد در محاسـبه مساحت ساختمان در نظر گرفته شوند.
مساحت کف (سطح اشغال)، ناخـالص: مسـاحت کـف واقـع در داخـل دیوارهـای خـارجی ساختمان، بدون در نظر آوردن مساحت کانالهای قائم تهویه و محوطه های بـاز، و بـدون کـمکـردن مساحت کریدور ها، راه پله ها،کمدها، ضخامت دیوارهای داخلی، ستون ها یا سایر قسمت های برجسـته نمایان.
مساحت کف، خالص: مساحت سطح اشغال شده واقعی که شامل مساحت قسمتهای فرعی بـدون متصرف، مانند کریدور ها، راه پله هـا، سـرویس هـای بهداشـتی، اتـاق تأسیسـات مکـانیکی و کمـدها نمیشود.
مسدودکننده حریق: مصالح ساختمانی نصب شده برای مقاومت در برابـر عبـور آزاد شـعله بـه دیگر نواحی ساختمان از میان فضاهای پنهان.
مسیر مشترک تردد: بخشی از دسترس خروج که متصرفان باید طی کنند تا به محلـی برسـند که از آن جا، دو مسیر مجزا و در جهت مختلف برای رسیدن به دو خروج جداگانه وجـود دارد. ایـن مسیر مشترك باید در محاسبه مسافت مجاز تردد در نظر گرفته شود.
معبر عمومی: خیابان، کوچه یا پاره ای از زمین با عرض و ارتفاع آزاد حداقل ۳/۰ متر که به هوای آزاد (بیرون) و خیابان راه دارد و به صورت دائم برای تردد مردم آزاد است.
مقاومت در برابر آتش: به صورت کلی، خواصی از مصالح، مجموعه یا سیستم ساختمانی کـه از عبور حرارت زیاد، گازهای داغ یا شعله تحت شرایط کاربرد جلوگیری مـی کنـد یـا آن را بـه تـأخیر میاندازد.
درجه مقاومت در برابر آتش: مدت زمانی که یک جزء، مجموعه یا سیستم ساختمانی قادر بـه ادامه وظیفه عملکردی خود در شرایط آتش استاندارد باشد. به عبارت دیگر، مدت زمـانی کـه یـک جزء یا مجموعه ساختمانی قادر است یک آتش سوزی با شدت استاندارد را در فضای وقوع محبـوس کرده، یا به عملکرد سازه ای خود تحت شرایط آتش استاندارد ادامه دهد و یا هر دو. این مدت زمـان بر اساس نتایج آزمون های استاندارد یا مقادیر داده شـده در راهنمـای مبحـث سـوم مقـررات ملـی ساختمان (یا سایر مدارک پشتیبان مصوب) تعیین میشود.
منطقه حریق: بخشی از فضای داخل ساختمان که از اطـراف و سـقف و کـف بـه وسـیله اجـزای ساختمانی مقاوم در برابر آتش (مانند دیوارهای مانع آتش، دیوارهای جداکننده آتش و سیستم های کف/ سقف مقاوم در برابر آتش) محدود میشود.
میان طبقه: طبقه ای واقع در بین هر یک از طبقات اصلی ساختمان که حداکثر یک سوم مساحت طبقه زیر خود را داشته باشد، به جز در موارد خاص صنعتی، که مجموع مسـاحت میـان طبقـه در یک طبقه میتواند بیشتر از یک سوم مساحت کل همان طبقه شود.
مقاومت حریق: مقاومت در برابر آتش
مکان پناه گرفتن (پناهگاه): فضایی است که افرادی که قادر به استفاده از پله ها در هنگام تخلیه اضطراری هستند، میتوانند تا رسیدن کمک یا دستورالعملهای لازم در آنجا منتظر بمانند.
میله دستگرد: میله یا نرده افقی یا مایل که برای دست گرفتن به عنـوان تکیـه گـاه یـا هـدایت، تأمین شده است.
نرده محافظ: حایل حفاظتی و ایمنی که برای جلوگیری از سقوط از ارتفاع طراحی شده باشد.
نفوذکننده، عنصر: عنصری مانند لوله، کابل یا غیره که از طریق یک منفذ به درون یـک عنصـر ساختمانی دارای درجهبندی از نظر مقاومت در برابر آتش نفوذ کرده است.
واحد زندگی (واحد مسکونی): فضا، اتاق یا اتاق هایی که به عنوان محل زندگی یک شخص یا خانواده درنظر گرفته شده و دارای وسایل زندگی باشد.
واحد تصرف: حداکثر مساحت مجاز کف به ازای یک نفر بهره بردار (متصرف) میباشد.
هتل: بنایی که اتاق های آن برای سکونت مسافران استفاده میشود. این تعریف شامل متل و سـایر بناهایی با امکانات سکونتی موقت نیز میگردد.
هوابند: هرگونه مصالح، ابزار یا وسیله ساختمانی که بـرای محـدود کـردن جریـان هـوا در داخـل فضاهای باز درقسمت های پنهان اجزای ساختمان، ماننـد فضـاهای دسترسـی و بازدیـد تأسیسـات، مجموعههای کف ـ سقف یا بام ـ سقف و اتاق های زیر شیروانی نصب گردد.