۱- فشار یا کشش محاسبه شده در میلگرد در هر مقطع از اعضای سازه ای باید در هر طرف آن مقطع به وسیله طول گیرایی مستقیم قلاب یا وسایل مکانیکی یا ترکیبی از آنها تامین شود. از قلاب ها نباید برای مهار میلگردهای تحت فشار استفاده کرد.
۲- لازم است انتهای میلگرد کششی را یا به وسیله قلاب استاندارد خم شده در ارتفاع جان مهار کرد و یا با میلگرد موجود در وجه مخالف عضو به صورت پیوسته اجرا نمود.
۳- مقاطع بحرانی برای مهار میلگرد در اعضای خمشی عبارتند از نقاط تنش حداکثر و نقاطی در طول دهانه که در آن نقاط میلگرد مجاور قطع یا خم میشود.
۴- میلگرد باید از نقطه ای که از نظر مقاومت خمشی دیگر به آن نیازی نیست تا فاصله ای برابر با بزرگترین دو مقدار عمق مؤثر عضو و ۱۲ برابر قطر اسمی میلگرد امتداد یابد، مگر در تکیه گاه های ساده و در انتهای آزاد اعضای طره ای .
۵- میلگرد خمشی نباید در یک ناحیه کششی قطع شود مگر اینکه یکی از شرایط زیر برآورده شود:
الف - برش در نقطه قطع میلگرد از دوسوم ظرفیت برشی با در نظر گرفتن مقاومت میلگردهای برشی موجود، فراتر نرود.
ب - سطح مقطع میلگرد امتداد یافته حداقل دو برابر مقدار لازم برای خمش در نقطه قطع باشد و برش از سه چهارم ظرفیت برشی مقطع فراتر نرود
۶- میلگردهای فشاری در اعضای خمشی باید توسط تنگ و در صورت نیاز بست مهار شوند. قطر تنگ یا بست نباید کمتر از ۶ میلی متر و فاصله بین آنها نباید بیشتر از ۱۶ برابر قطر اسمی میلگرد یا ۴۸ برابر قطر تنگ یا بست باشد. این تنگ ها و بست ها باید در طولی که در آن به فولاد فشاری نیاز هست به کار روند.