در این روش، دیافراگم را میتوان مشابه یک تیر معادل در نظر گرفت که بر روی تکیهگاههایی که همان عناصر قائم مقاوم لرزهای (قابها و دیوارهای برشی) هستند، قرار گرفته است (شکل پ۳-۱الف). جان تیر معادل، همان صفحة افقی دیافراگم و بالهای آن، اجزاء لبة دیافراگم میباشند. باید توجه داشت که به دلیل بزرگ بودن نسبت عرض (h) (L۱ L۲)، دیافراگمها به دهانة آنها یا این اجزاء بهطور معمول بهعنوان تیرهای عمیق محسوب شده و دیگر فرض مستوی ماندن مقاطع هنگام خمش در آنها صادق نیست. در تغییرشکل تیر عمیق باید علاوه بر آثار تغییرشکلهای خمشی، آثار تغییرشکلهای برشی نیز منظور گردد. همانطور که در شکل ( پ۳-۱ب) نیز نمایش داده شده است، مؤلفههای کششی و فشاری ناشی از نیروی برشی در دیافراگم، توسط اجزاء جمعکننده تحمل و به عناصر قائم مقاوم لرزهای منتقل میشوند. در صورت وجود انقطاع در سیستم مقاوم لرزهای در تراز دیافراگم، باید نیروهای واکنش سیستم مربوطه در تراز انقطاع، حاصل از روشهای تحلیل استاتیکی معادل یا تحلیلهای دینامیکی، نیز در تحلیل دیافراگم با این روش منظور گردند.