گزارش ششصد و سی و هفتمین جلسه کمیسیون ماهانه نشستهای قضایی دادگستری کل استان تهران
موضوع مورد بررسی در نشست قضایی ناظر بر این پرسش بنیادین است که در فرضی که طرفین داوری در قرارداد یا توافقنامه طریق خاصی برای ابلاغ رأی داور پیشبینی نکرده باشند، آیا داور مکلف است مطابق
ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی اصل رأی را فیزیکی به دفتر دادگاه تسلیم نماید یا با توجه به ایجاد دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و تحول دادرسی الکترونیکی ارسال سیستمی رأی کفایت میکند؟
این مسئله به دلیل آثار مهم در نظارت دادگاه، جهات ابطال رأی، قابلیت اجرا، احراز اصالت، جلوگیری از جعل، رعایت مهلتها و سازگاری با روند الکترونیکی شدن دادرسی اهمیت ویژهای پیدا کرده است. بررسی دیدگاههای ارائهشده توسط قضات محترم نشان میدهد که آراء به دو گروه عمده موافق عدم ضرورت تحویل رأی به دفتر دادگاه و معتقد به ضرورت ارائه اصل رأی تقسیم میشود.
نظر اکثریت: ارسال الکترونیکی رأی داور کافی است؛ تحویل نسخه فیزیکی اصل رأی به دادگاه ضروری نیست
قائلین به این نظر معتقدند که ارسال الکترونیکی رأی از طریق دفاتر خدمات قضایی جانشین تسلیم فیزیکی رأی به دفتر دادگاه است و فلسفه ماده ۴۸۵ کاملاً از این طریق تأمین میشود. مبانی قانونی و استنادات اصلی اکثریت به این شرح میباشد:
۱. قانون تجارت الکترونیکی و ارزش داده پیام:
مواد ۶،
۷ و
۸ قانون تجارت الکترونیکی به روشنی بیان میکند که داده پیام در حکم نوشته است، داده پیام در حکم اصل سند است، مشروط بر قابلیت دسترسی و امکان استعلام اصالت؛ در نتیجه وقتی رأی داور توسط خود او بر سامانه ارسال میشود این رأی در حکم اصل رأی است.
۲. ممنوعیت موازیکاری: به موجب آییننامه دادرسی الکترونیک و ممنوعیت موازیکاری کاغذی و
مواد ۳ و
۴ آییننامه استفاده از سامانههای رایانهای و مخابراتی (اصلاحیه ۱۴۰۱)، اسناد و اوراق الکترونیکی کافی و معتبر شناخته شده است و اقدامات موازی غیرالکترونیکی ممنوع اعلام شده است. بنابراین دادگاه نمیتواند در کنار ارسال الکترونیکی، تسلیم نسخه کاغذی به دفتر دادگاه را تکلیف قرار دهد.
۳. نقش دفاتر خدمات قضایی: وظیفه تطبیق اسناد با اصل، احراز هویت، تبدیل اسناد به سند الکترونیکی و ارسال آنها با دفتر خدمات قضایی است؛ به همین دلیل فلسفه تسلیم رأی، یعنی خروج رأی از دست داور و ارائه به مرجع رسمی، با ارسال از طریق دفاتر به طور کامل محقق میشود.
۴. تحول دادرسی و ضرورت تفسیر قانون: ماده ۴۸۵ در سال ۱۳۷۹ نگارش شده، زمانی که مفهوم دادرسی الکترونیکی وجود نداشت. قانون باید در بستر زمان وضع و اجرای خود تفسیر شود. همانگونه که اظهارنامه، چک، دادخواست، لوایح، اوراق قضایی و حتی ابلاغها الکترونیکی شدهاند، رأی داور نیز از این قاعده مستثنا نیست.
۵. فلسفه داوری و کاهش تشریفات: داوری نهادی برای سرعت، کاهش هزینهها، کاهش تشریفات و کاهش مراجعات حضوری است. الزام داور به ارائه حضوری اصل رأی با این فلسفه در تضاد است و فرآیند داوری را پیچیده و پرهزینه میکند.
۶. استدلالهای محتوایی و فنی: انتساب رأی به داور در بستر الکترونیکی قویتر است. امروزه داور در سامانه سنا احراز هویت میشود و امضای الکترونیکی با ثبتنام احراز هویتشده دارد. ارسال رأی با مشخصات کامل وی ثبت میشود؛ بنابراین احتمال جعل یا انتساب نادرست بسیار کمتر از نسخه کاغذی است. در نسخه الکترونیک سابقه ارسال، کد رهگیری، تاریخ و مهر سامانه وجود دارد که هرگونه جعل را بسیار دشوار میکند. در ضمن در صورت ادعای جعل، داور یا طرفین میتوانند اصل رأی را بعداً ارائه کنند. قانون تجارت الکترونیکی نیز پیشبینی کرده است که در صورت ادعا، اصل سند قابل مطالبه است؛ پس ارائه پیشینی اصل رأی لازم نیست و ارائه پسینی در صورت اختلاف امکانپذیر است.
۷. نظارت مؤثر: امکان نظارت دادگاه بدون نسخه فیزیکی وجود دارد؛ لذا برای نظارت در تعیین مهلت صدور رأی، تشخیص اعتبار ابلاغ، بررسی جهات ابطال و بررسی شرایط رأی، نسخه الکترونیکی کفایت میکند.
۸. استدلالهای سیاستگذاری و ساختاری: سیاست کلی قوه قضاییه حرکت به دادرسی تمامالکترونیک بر اساس سند تحول قضایی، برنامه هفتم توسعه، تکلیف قوه به ۱۰۰ درصدیسازی تا پایان برنامه و دستورالعمل هوشمندسازی فرایندهاست؛ بنابراین اولویت قوه قضاییه حذف کامل اسناد کاغذی و جایگزینی آنها با نسخه الکترونیکی است.
۹. استفاده از تجربه موفق: مانند سایر فرآیندها از جمله اظهارنامه، چک، نیابت قضایی، ابلاغ و دادخواست، در الکترونیکی کردن مسیرهای قانونی، رأی داوری نیز باید در این مسیر قرار گیرد.
بنابراین «تسلیم رأی به دفاتر خدمات در حکم تسلیم به دفتر دادگاه است و تحویل اصل رأی به دفتر دادگاه ضرورتی ندارد.»
نظر اقلیت: تحویل الکترونیکی رأی کافی نیست؛ داور باید اصل رأی فیزیکی را به دادگاه تسلیم کند تا بایگانی و ملاک ابلاغ رسمی قرار گیرد
قائلین به این نظر با استناد به نص قانون و برخی ملاحظات عملی معتقدند تحویل فیزیکی اصل رأی همچنان لازم و غیرقابل جایگزین است. مبانی قانونی و ادله اصلی معتقدین به این نظر به شرح است:
۱. نص صریح و غیرقابل تفسیر
ماده ۴۸۵: وفق ماده ۴۸۵ قانونگذار بهطور روشن مقرر کرده داور رأی را به دفتر دادگاه تسلیم کند و دفتر دادگاه اصل رأی را بایگانی کند. این دو عبارت قرینهای است بر اینکه ارسال تصویری رأی جایگزین نسخه فیزیکی نمیشود.
۲. آییننامهها قابلیت نسخ قانون را ندارند: آییننامه دادرسی الکترونیک و سامانهها در مرتبهای پایینتر از قانون قرار دارند. هیچ آییننامهای نمیتواند نص آمره ماده ۴۸۵ را نسخ یا محدود کند.
۳.
ماده ۴۸۹ بند ۴ و ضمانت اجرای عدم تسلیم: قانونگذار عدم تسلیم رأی به دادگاه را از جهات بطلان رأی دانسته است. اگر ارسال الکترونیکی «تسلیم» تلقی شود باید آثار بطلان نیز تغییر کند، اما چنین چیزی در قانون پیشبینی نشده است.
۴. استدلالهای محتوایی و عملی: احراز اصالت رأی و جلوگیری از جعل بر اساس گزارشها، موارد متعددی وجود داشته که دفاتر خدمات، کپی رأی را به جای اصل اسکن کردهاند. امکان تغییر فایل قبل از اسکن یا دستکاری متن وجود دارد و دفاتر خدمات صلاحیت یا ابزار احراز واقعی امضا را ندارند؛ بنابراین دادگاه باید اصل رأی را در اختیار داشته باشد تا امکان انکار، تردید یا ادعای جعل قابل بررسی باشد.
۵. دفاتر خدمات «درگاه» هستند نه دفتر دادگاه: قائلین به این نظر استناد میکنند که دفتر خدمات جایگزین دفتر دادگاه نیست؛ یعنی تسلیم به درگاه برابر تسلیم به دفتر دادگاه نیست.
۶. نظارت مؤثر: نظارت مرحلهای دادگاه بر داوری بدون اصل رأی مختل میشود. دادگاه در چند مرحله بر روند داوری نظارت دارد و در تعیین داور، نظارت بر مهلت داوری، ابلاغ رأی، رسیدگی به ابطال و صدور اجرائیه، اصل رأی در بسیاری از این مراحل مبنای نظارت دادگاه است.
۷. خلأ زیرساختی دادرسی الکترونیک: گزارشهایی مبنی بر اینکه در بسیاری پروندهها رأی داور در پرونده الکترونیک پیدا نمیشود، در تجدیدنظر پرونده داوری همراه پرونده اصلی منتقل نمیشود یا برخی دفاتر خدمات حتی امضای داور را کنترل نمیکنند وجود دارد؛ به همین دلیل نسخه فیزیکی ابزار اطمینانبخش برای قاضی است.
۸. استدلالهای ساختاری و سیاستی: در قوانین شکلی، اصل شفافیت بر اصل تسهیل مقدم است. اگر قانونگذار صریحاً تحویل اصل رأی را مقرر کرده، نمیتوان به بهانه سهولت از آن صرفنظر کرد. امکان اصلاح قانون وجود دارد اما تا زمان اصلاح، نص لازمالاجراست. تغییر شیوه دادرسی باید از مسیر اصلاح قانون یا تصویب بخشنامه رسمی صورت گیرد، نه از طریق تفسیر موسع قضایی با آییننامه؛ لذا تحویل اصل رأی به دفتر دادگاه ضرورت دارد.
نتیجه نهایی و جمعبندی
اختلاف نظرات بیانگر این است که در وضع موجود موضوع همچنان محل اختلاف رویهای است و نیازمند اصلاح صریح قانون آیین دادرسی مدنی، صدور بخشنامه وحدت رویه یا اتخاذ تصمیم در هیأت عمومی دیوان عالی کشور میباشد. اما حسب نشست قضایی فوق، ارسال رأی داور از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی که مطابق مقررات دادرسی الکترونیک همراه با احراز هویت داور و ثبت رسمی داده پیام صورت میگیرد، برای تحقق تکلیف داور موضوع
ماده ۴۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی کافی است و در حکم تسلیم اصل رأی به دفتر دادگاه محسوب میشود.
میثم یاری
معاون قضایی رئیس کل و سرپرست معاونت منابع انسانی و امور فرهنگی دادگستری استان تهران