اگر موضوع اقرار در محكمه مقید به قید یا وصفی باشد، مُقرله نمیتواند آن را تجزیه كرده از قسمتی از آن كه به نفع او است بر ضرر مقر استفاده نماید و از جزء دیگر آن صرف نظر كند.
اصل عدم تجزیه اقرار مقید یا موصوف
مطابق ماده ۱۲۸۲ قانون مدنی، اگر اقرار واقعشده در محکمه مقید به قید یا وصفی باشد، مقرله نمیتواند اقرار را به دلخواه خود تجزیه کند؛ یعنی نمیتواند بخشی را که به سود اوست بپذیرد و بخش دیگری را که به زیان اوست کنار بگذارد.
برای مثال، اگر شخص اصل دین را همراه با قیدی مؤثر اقرار کند، مقرله اصولاً باید اقرار را با همان قید و وصف در نظر بگیرد و حق ندارد فقط بخش مثبت آن را علیه مقر مورد استناد قرار دهد.
البته اگر مقرله نسبت به بخش مورد قبول خود دلیل مستقلی داشته باشد و بتواند خلاف قسمت نامطلوب اقرار را با دلیل دیگری اثبات کند، نتیجه دعوا دیگر صرفاً بر تجزیه همان اقرار استوار نخواهد بود؛ بلکه دلیل مستقل او نیز وارد ارزیابی میشود.
نکته آزمونی: قاعده اصلی این است: اقرار مقید یا موصوف در محکمه، اصولاً غیرقابل تجزیه است. مقرله نمیتواند تنها قسمت سودمند اقرار را بگیرد و قسمت زیانبار آن را بدون دلیل کنار بگذارد.
هیچ رأی وحدت رویهای برای این ماده ثبت نشده است.
هیچ رأی دیوان عدالت اداری برای این ماده ثبت نشده است.
هیچ نظریه مشورتی برای این ماده ثبت نشده است.
هیچ نشست قضایی برای این ماده ثبت نشده است.
دسترسی اشتراکی
برای مشاهده کامل تستها، انتخاب گزینه و دیدن پاسخ باید اشتراک فعال داشته باشید.
تست ۱
شخصی مدعی است، پولی را به عنوان قرض به دیگری پرداخته و مقترض ادای دین نکرده است، کدام مورد از اقرارهای زیر، تجزیهپذیر است؟