در این رویکرد علاوه بر معیارهای فنی، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ناشی از عملکرد ساختمان در مواجهه با زلزله در طول چرخه عمر آن در نظر گرفته میشود. این روش، پلی میان مهندسی سازه سنتی و مدیریت دارایی ها ایجاد میکند و باعث میشود تصمیمات طراحی بر مبنای اهداف بلندمدت و منافع چندجانبه اتخاذ گردد. در این روش، با بهرهگیری از نتایج ارزیابی چند سیستم سازهای و غیرسازه ای، با ترازهای مختلفی از مقاومت و سختی، که همه آنها شرایط حداقلی آییننامه را تأمین میکنند، ترکیبی از راهکارهای سازهای/غیرسازهای انتخاب میشود که کمترین هزینه کل چرخه عمر با توجه به زمان بازیابی و پیامدهای موردنظر را فراهم آورد. پیامدهای موردنظر، مواردی نظیر هزینه تعمیرات مورد انتظار، زمان میانگین تا بازگشت به سطح کارکرد تعیینشده، خسارت نهایی غیرسازهای، تأثیرات زیستمحیطی و حتی تاثیرات اجتماعی را شامل میشود.
با اتخاذ این راهبرد، این امکان وجود دارد که در مورد ساختمان مورد نظر، زمان بازیابی کارکرد بعد از زلزله به میزان هدف کاهش یابد. این راهبرد باعث ایجاد یک زبان و چارچوب مشترک میان ذینفعان مختلف صنعت ساختمان ( کارفرمایان، طراحان، سازندگان، بیمهگران و مراجع قانونی) برای تعیین و ارزیابی تابآو ری ساختمانها میگردد.