پلتفرم آموزشی حقوق و مهندسی

بانک جامع مواد قانونی و تست‌های آزمونی وکالت، کارشناس رسمی و نظام مهندسی

از متن تا تسلط

خانه بازگشت به فهرست مواد

آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی )

ماده ۲۳

ماده ۲۳

دعاوی ناشی از تعهدات شركت در مقابل اشخاص خارج از شركت، در محلی كه تعهد در آنجا واقع شده یا محلی كه كالا باید در آنجا ‌تسلیم گردد یا جایی كه پول باید پرداخت شود، اقامه می‌شود. اگر شركت دارای شعب متعدد در جاهای مختلف باشد دعاوی ناشی از تعهدات هر شعبه ‌یا اشخاص خارج باید در دادگاه محلی كه شعبه‌ی طرف معامله در آن واقع است اقامه شود، مگر آن كه شعبه‌ی یاد شده برچیده شده باشد، كه در این ‌صورت نیز ‌دعاوی در مركز اصلی شركت اقامه خواهد شد.

دسترسی اشتراکی

برای دسترسی به محتوای کامل نکات آموزشی باید اشتراک فعال داشته باشید.

نکته ۱

بر اساس رأی وحدت رویه ۶۴۳ مورخ ۱۳۷۸/۹/۱۶ ، اختلاف بین شرکا با هم یا با شرکت در خصوص اموال عیرمنقول، باید در دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول اقامه شود.

نکته ۲

بنا بر این ماده، برای رسیدگی به دعاوی ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از شرکت، دادگاه یکی از محل‌های زیر صالح به رسیدگی است:
۱ - محل وقوع تعهد
۲ - محل تسلیم کالا
۳ - محل پرداخت پول
۴ - محل وقوع مرکز اصلی شرکت

نکته ۳

اینکه می‌‎توان در دادگاه محل وقوع شعبه‌ی شرکت، اقدام به طرح دعوی کرد به این معنی نیست که آن شعبه یا نمایندگی طرف دعوا قرار گرفته است، بلکه باید خود شرکت طرف دعوا قرار گیرد.

رأی وحدت رویه شماره 851 مورخ 1403/06/20 هیأت عمومی دیوان عالی کشور: در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی اشخاص به طرفیت بانك یا موسسه ادغام شده

شماره ۱۱۰/۷۶۵۷/۹۰۰۰ - ۱۴۰۳/۰۷/۰۴
مدیر عامل محترم روزنامه ‌رسمی‌ جمهوری اسلامی ایران

گزارش پرونده وحدت ‌رویه قضایی شماره ۱۴۰۳/۷ هیأت عمومی دیوان ‌عالی‌ كشور با مقدمه و رأی شماره ۸۵۱ - ۱۴۰۳/۰۶/۲۰ به شرح ذیل تنظیم و جهت انتشار ارسال می‌گردد.

غلامرضا انصاری - معاون قضایی دیوان عالی كشور

رأی وحدت رویه شماره ۸۵۱ هیأت عمومی دیوان عالی كشور در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی اشخاص به طرفیت بانك یا موسسه ادغام شده

مقدمه

جلسه هیأت ‌عمومی دیوان عالی كشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف ۱۴۰۳/۷ ساعت ۸ روز سه‌‌شنبه، مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۲۰ به ‌ریاست حجت ‌الاسلام‌ والمسلمین جناب آقای محمّدجعفرمنتظری، رئیس محترم دیوان ‌‌عالی ‌‌كشور، با حضور حجت‌الاسلام‌ والمسلمین جناب آقای سیدمحسن موسوی، نماینده‌ی محترم دادستان ‌كل‌ كشور و با شركت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای ‌معاون كلیه‌ی شعب دیوان ‌عالی‌ كشور، در سالن هیأت‌ عمومی تشكیل شد و پس از تلاوت آیاتی از كلام الله مجید، قرائت گزارش ‌پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شركت‌كننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده‌ی محترم دادستان ‌كل‌ كشور كه به ‌ترتیب‌ ذیل منعكس ‌می‌گردد، به
‌صدور رأی وحدت‌ رویه ‌قضایی شماره ۸۵۱ - ۱۴۰۳/۰۳/۲۰ منتهی گردید.

الف) گزارش پرونده

به استحضار می‌رساند، بر اساس آراء واصله به این معاونت، با توجه به اینكه از سوی شعب محترم هفدهم و بیست ‌وهشتم دیوان عالی كشور، در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی اشخاص ( اعم از حقیقی و حقوقی ) به
طرفیت بانك مهر اقتصاد كه با بانك سپه ادغام شده است با استنباط از مواد ماده ۱۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) ، ماده ۲۲ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) ، آراء مختلف صادر شده است، جهت طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی كشور، گزارش امر به شرح ذیل تقدیم می‌شود:

الف) به حكایت دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۶۳۹۰۰۰۱۳۶۳۷۲۰ - ۱۴۰۲/۰۴/۰۶ شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی خرم‌ آباد،
در خصوص دعوای آقای محمد... با وكالت خانم‌ها زهره... و آزاده... به طرفیت بانك سپه به خواسته‌ی الزام به ایفای
تعهد مالی مبنی بر صدور و تسلیم اوراق مطابق پذیره‌‌نویسی اولیه‌‌ی مورخ ۱۳۸۹/۱۱/۲۷ با احتساب افزایش و ترقّی متعلّقه و پرداخت كلیه‌ی سودهای سهام لغایت اجرای كامل دادنامه و خسارات تأخیر تأدیه، چنین رأی داده شده
است:
«... نظر به اینكه شعبه مستقر در مجتمع قضایی شهید بهشتی، جهت رسیدگی به كلیه‌ی دعاوی مربوط به ادغام پنج بانك و مؤسسه اعتباری وابسته به نیروهای مسلح از جمله بانك مهر اقتصاد سابق در بانك سپه اختصاص داده شده است و از طرفی فارغ از رسیدگی‌های سابق این حوزه قضایی به لحاظ نقض تمامی آراء توسط اكثر شعب دادگاه تجدیدنظر استان و صدور قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه تهران، این دادگاه نیز با لحاظ استدلالات پیش‌تر گفته شده به استناد ماده ۸۹ ناظر به بند ۱ ماده ۸۴ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) مصوب ۱۳۷۹ قرار عدم صلاحیت به شایستگی، اعتبار و صلاحیت دادگاه‌های عمومی حقوقی شهرستان تهران ( شعبه ۱۱ مستقر در مجتمع قضایی شهید بهشتی ) صادر و اعلام می ‌نماید.»
متعاقباً، شعبه یازدهم دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۲۲۶۸۳۹۰۰۰۶۳۰۷۷۶۲ - ۱۴۰۲/۰۵/۰۲ چنین رأی داده است:
«... نظر به اینكه محل انعقاد قرارداد و شعبه‌ی ارائه‌كننده‌ی تسهیلات به عنوان خوانده خارج از حوزه قضایی تهران می‌باشد، ضمن نفی صلاحیت از خود، دادگاه [عمومی] حقوقی خرم‌ آباد را صالح دانسته، مستنداً به مواد ۱، ۲، ۳، ۱۱، ۲۳، ۲۶، ۲۷ و مستفاد از رأی شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۲۵۲۰۱۱۵۷ مورخ ۱۳۹۷/۰۴/۰۵ شعبه ۳۷ دیوان عالی كشور كه فی ‌مابین شعب استان تهران و استان لرستان حل اختلاف نموده است و [ماده] ۸۹ ناظر بر بند ۱ ماده ۸۴ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) قرار عدم صلاحیت به شایستگی [دادگاه عمومی حقوقی خرم ‌آباد] استان لرستان صادر و اعلام می‌گردد. مقتضی است پرونده در راستای تبصره ذیل ماده ۲۷ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) به جهت حدوث اختلاف با دادگاه [عمومی] حقوقی
خرم آباد به دیوان عالی كشور ارسال گردد.»
با ارسال پرونده جهت حل اختلاف، شعبه هفدهم دیوان عالی كشور به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۲۰۶۳۹۰۰۰۰۴۲۷۳۰۱ - ۱۴۰۲/۰۵/۳۰ ، چنین رأی داده است:
«... با توجه به بررسی محتویات پرونده و ادلّه‌ای كه در قرارهای صادره مطرح شده است و با توجه به مفاد مادّتین ماده ۱۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و رعایت رأی وحدت ‌رویه شماره ۹ - ۱۳۵۹/۰۳/۲۶ هیأت عمومی دیوان عالی كشور و اینكه صلاحیت دادگاه‌ها صرفاً به موجب قانون تعیین می‌شود، در اجرای ماده ۲۸ [۲۷] قانون فوق ‌الذكر با تأیید نظر شعبه یازدهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان تهران، ضمن نقض قرار صادره از شعبه سوم دادگاه
عمومی (حقوقی) دادگستری شهرستان خرم ‌آباد و اعلام صلاحیت مرجع اخیر حل اختلاف می‌گردد.»

ب) به حكایت دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۸۱۱۱۸۰۱۷۷۲ - ۱۳۹۸/۱۲/۱۱ شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان
همدان، در خصوص دعوای آقای سیدعلی... و خانم لیلا... با وكالت آقایان علی... و حامد... به طرفیت بانك مهراقتصاد با وكالت آقای حمید... به خواسته الزام به ایفای تعهد مالی مبنی بر انتقال پنجاه هزار سهم از سهام بانك مهر
اقتصاد و پرداخت خسارت با جلب نظر كارشناس به مبلغ ۲۰۱,۰۰۰,۰۰۰ ریال و مطالبهd خسارت تأخیر تأدیه، چنین
رأی داده شده است:
«... نظر به اینكه بر اساس ماده ۲۲ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) مصوّب [۱۳۷۹] دعاوی بین شركت و شركاء، اختلافات حاصله بین شركاء و دعاوی اشخاص دیگر علیه شركت تا زمانی كه شركت باقی است و نیز در صورت انحلال تا وقتی كه تصفیه امور شركت، [در] جریان است در مركز اصلی شركت اقامه می‌شود و مركز اصلی بانك مهر اقتصاد به عنوان شركت
سهامی عام در تهران می‌باشد، بنابراین دعوی مطروحه از مصادیق ذكر شده در ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی مارّالذكر است كه رسیدگی به آن نیازمند بررسی حساب‌ها و اقدامات انجام شده در مركز اصلی شركت است
و دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۰۹۸۰۰۶۱۸ مورخ ۱۳۹۷/۱۲/۰۴ صادره از شعبه چهل ‌و سوم دیوان عالی كشور
كه در پرونده موجود است و در تأیید عدم صلاحیت شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی همدان به صلاحیت شعبه ۱۱۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران اصدار یافته است، مؤید این مطلب است. بر این اساس دعوی مطروحه منصرف از ماده ۱۱ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) می ‌باشد، لذا مستنداً به مواد ۲۲ ، ۲۶ ،۲۷ و ۲۸ قانون آیین دادرسی مارّالذكر قرار عدم صلاحیت
محاكم عمومی حقوقی همدان به صلاحیت محاكم عمومی حقوقی تهران صادر و اعلام می‌گردد.»
متعاقباً، شعبه ۱۱۴ دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره ۹۹۰۹۹۷۰۲۴۲۷۰۰۱۳۲ - ۱۳۹۹/۰۲/۰۳ ،
چنین رأی داده است:
«... با عنایت به اینكه مطابق با اعلام وكیل محترم خواهان ... به شعبه دهم دادگاه [عمومی] حقوقی همدان مطالبات مربوط به زمانی است كه خواهان‌ ها جزء افراد خارج از شركت بوده‌ اند و ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی [دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور] مدنی كه مورد استناد شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی همدان قرار گرفته اختصاص به دعاوی ناشی از ورشكستگی و دعاوی مربوط به اصل شركت دارد كه منصرف از دعوی مطروحه است.
لذا مستنداً به مواد ماده ۱۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) دادگاه محل اقامت خوانده و محل ایفای تعهد كه هر دو دادگاه عمومی حقوقی همدان است صالح به رسیدگی بوده و صدور قرار عدم صلاحیت از سوی آن شعبه محترم موجّه نیست و مستنداً به مواد پیش گفته شده و ماده ۲۷ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) قرار عدم صلاحیت به شایستگی و اعتبار دادگاه عمومی حقوقی همدان صادر و اعلام می‌شود. رأی صادره قطعی است....»
با ارسال پرونده جهت حل اختلاف، شعبه بیست ‌و هشتم دیوان عالی كشور به موجب دادنامه شماره ۹۹۰۹۹۷۰۹۱۰۱۰۰۷۹۷ - ۱۳۹۹/۰۷/۱۲ ، چنین رأی داده است:
«با توجه به مراتب فوق، نظر به اینكه استدلال شعبه ۱۰ دادگاه عمومی حقوقی شهرستان همدان در صدور قرار عدم صلاحیت صحیح و منطبق با موازین قانونی است توجّهاً به ماده ۲۸ [۲۷] و تبصره ذیل ماده ۲۷ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) ، ضمن تأیید استدلال قرار مذكور، با اعلام صلاحیت شعبه ۱۱۴ دادگاه [عمومی] حقوقی شهرستان تهران حل اختلاف می‌گردد.»

چنانكه ملاحظه می‌شود، شعب محترم هفدهم و بیست ‌و هشتم دیوان عالی كشور، در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی اشخاص ( اعم از حقیقی و حقوقی ) به طرفیت بانك مهر اقتصاد كه با بانك سپه ادغام شده است با استنباط از مواد ۱۳، ۲۲ و ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اختلاف نظر دارند. به طوری كه شعبه هفدهم با استناد به ماده ۱۳قانون آیین دادرسی دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادگاه محل وقوع عقد و قرارداد را صالح به رسیدگی دانسته است، اما شعبه بیست‌ و هشتم با استناد به
ماده ۲۳ قانون مزبور، دادگاه واقع در مركز اصلی بانك منحلّه را صالح به رسیدگی اعلام كرده‌ است.
بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی كیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیأت عمومی دیوان عالی كشور درخواست می‌گردد.
معاون قضایی دیوان عالی كشور در امور هیأت عمومی - غلامرضا انصاری

ب) نظریه‌ی نماینده محترم دادستان كل كشور
احتراماً در خصوص پرونده وحدت رویه ردیف ۱۴۰۳/۷ هیأت عمومی دیوان عالی كشور به نمایندگی از دادستان محترم كل كشور به شرح ذیل اظهار عقیده می‌نمایم:
حسب گزارش ارسالی ملاحظه می‌گردد اختلاف رویه‌ی حادث شده بین شعب محترم هفدهم و بیست و هشتم دیوان عالی كشور با استنباط مختلف از مواد ۲۲ و ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی در خصوص «مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای ایفای تعهدات ناشی از پذیره‌ نویسی سهام بانك ادغام شده در بانك دیگر» است لذا با عنایت به اینكه مستفاد از اصول اصل ۳۴ قانون اساسی و اصل ۱۵۹ قانون اساسی و مواد ماده ۱۰ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) ،۳۵۲ و ۳۷۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، رسیدگی در امور مدنی باید مطابق مقررات در دادگاه صالح انجام شود، همچنین مطابق ماده ۱۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و با لحاظ رأی وحدت رویه شماره ۹ مورخ ۱۳۵۹/۰۳/۲۸ ، در دعاوی راجع به اموال منقول كه از عقود و قراردادها ناشی می‌شود، سه دادگاه مختلف شامل: دادگاه محل انعقاد عقد، دادگاه محل انجام تعهد ( تسلیم مال یا پرداخت پول ) دادگاه محل اقامت خوانده، صلاحیت رسیدگی دارند و خواهان مخیر است دعوای خود را در هر یك از دادگاه‌‌هایی كه یكی از عناوین فوق در حوزه‌ی آن واقع شده، اقامه نماید و با طرح دعوای خواهان در یكی از دادگاه‌های این حوزه‌ها از سایر دادگاه‌ها سلب صلاحیت می‌شود. این
حكم در خصوص تعهدات شركت‌ها و شعب آن‌ها نیز در ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی تكرار شده است و بیانگر این است كه قانونگذار در دعاوی ناشی از تعهدات شركت و شعب آن‌ها نیز به خواهان برای طرح دعوی در یكی از سه دادگاه مذكور اختیار داده است. لازم به ذكر است موضوع دعاوی مطرح شده نیز این است كه بانك مهر اقتصاد اقدام به افزایش سرمایه و فروش سهام جدید از طریق پذیره‌ نویسی با انتشار آگهی عمومی نموده است و خواهان ها نیز در پی این آگهی در بانك عامل محل اقامت خود سهام را پذیره ‌نویسی و خریداری كرده‌اند و اكنون الزام بانك به ایفای تعهد را با تقدیم دادخواست خواستار شده‌اند و چون بانك مهر اقتصاد در بانك سپه ادغام شده، حال اختلاف این است كه دعوای الزام به ایفای تعهد دائر بر صدور و تحویل اوراق سهام خریداری شده و مطالبه‌ی سود حاصل از آن، تعهد ناشی از قرارداد و مشمول ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی و استثنای ذیل آن است و یا این اختلاف، اختلاف بین شركت و شركاء و مشمول ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی است؟ با توجه به مقررات قانونی از جمله مواد ماده ۹ لایحه اصلاحی قانون تجارت تا ۱۲ و ماده ۱۷۰ لایحه اصلاحی قانون تجارت تا ماده ۱۷۹ لایحه اصلاحی قانون تجارت مصوّب ۱۳۴۷ ،پذیره‌ نویسی سهام شركت سهامی تشكیل شده در واقع، امر اعلام قبولی ایجابی است كه شركت برای فروش سهام خود منتشر كرده است و با تحقق پذیره‌ نویسی، قرارداد فروش سهام منعقد و شركت باید ورقه‌ی سهم صادر و تحویل خریدار نماید. این تعهد، تعهدی قراردادی است كه مشمول ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی است و دعوای راجع به آن تا زمانی كه شركت برچیده نشده است، در سه دادگاه یاد شده قابل طرح است. بانك نیز حسب ماده ۳۱ قانون پولی و بانكی كشور در قالب شركت سهامی یا تعاونی سهامی عام تشكیل می‌شود و مشمول این حكم است. از طرفی با ادغام شركت (بانك)
در شركت دیگر، شركت برچیده نمی‌شود، بلكه مستفاد از بند ۱۶ ماده ۱ قانون اجرای سیاست های كلی اصل چهل و چهارم (۴۴) قانون اساسی مصوب ۱۳۸۶ و ماده ۱۰۵ قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و
فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۹ شخصیت حقوقی جدیدی خلق می‌شود كه در آن كلیه‌ی حقوق و تعهدات شركت ادغام شـده به شركت پذیرنده منتقل شده و شركت پذیرنده، قائم‌مقام شركت ادغام شده می‌شود. و
لذا این ادغام باعث تغییر مقررات آمره قانون آیین دادرسی مدنی درخصوص ایفای تعهدات قراردادی و صلاحیت مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی ناشی از این تعهدات نخواهد بود. در نتیجه با عنایت به مراتب مذكور باید گفت
كه ایفای تعهدات ناشی از پذیره‌ نویسی در هر حال تعهدات قراردادی محسوب می‌شود كه از شمول ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی خارج بوده و مشمول حكم صدر ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی است و با این اوصاف
رأی شعبه هفدهم دیوان عالی كشور كه به صلاحیت دادگاه محل انعقاد قرارداد حسب مواد ۱۳ و ۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی اعلام نظر كرده است، منطبق با مقرّرات قانونی بوده و قابل تأیید است.

ج) رأی وحدت‌ رویه شماره ۸۵۱ - ۱۴۰۳/۰۶/۲۰ هیأت‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌كشور
مستفاد از ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ این است كه اگر بانكی دارای شعب متعدد در جاهای مختلف باشد، دعاوی ناشی از تعهدات هر شعبه با اشخاص خارج از بانك یا سهامداران، باید در دادگاه محلی كه شعبه طرف معامله در حوزه قضایی آن قرار دارد، اقامه شود، لذا با ادغام بانك یا مؤسّسه مالی در بانك دیگر، شعب این بانك، قائم‌مقام بانك یا مؤسّسه ادغام شده تلقی می‌شود و رسیدگی به دعاوی اشخاص در صلاحیت دادگاه محل استقرار شعبه‌ی آن بانك است. بنابراین رأی شعبه هفدهم دیوان عالی كشور كه با این نظر انطباق دارد با اكثریت آراء اعضای هیأت عمومی، صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص داده می‌شود. این رأی طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی كیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی در
موارد مشابه برای شعب دیوان عالی كشور، دادگاه ‌ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم‌ الاتباع است.

محمّدجعفر منتظری - رئیس هیأت عمومی دیوان عالی كشور

رأی وحدت رویه شماره 643 مورخ 1378/09/16 هیأت عمومی دیوان عالی کشور: در خصوص دادگاه صلاحیت‌دار جهت رسیدگی به دعوی مال غیر منقول

‌نقل از شماره ۱۶۰۱۶ - ۱۳۷۸/۱۱/۲۸ روزنامه رسمی ‌شماره ۲۰۹۵

پرونده وحدت رویه ردیف :۱۶.۷۸ هیأت عمومی

‌حضرت آیت اله محمدی گیلانی ریاست محترم دیوان عالی کشور

‌با عرض سلام

‌احتراماًبه استحضار عالی می‌رساند:‌ آقای محمدرضا فهیمی از طرف رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کرمان طی شرحی به عنوان‌ جنابعالی اعلام داشته:‌ درموضوع صلاحیت محلی دادگاه در رسیدگی به دعاوی مطروحه از ناحیه مالکین چاه‌ها علیه این شرکت در موارد مشابه از‌سوی دادگاه‌های حقوقی یک کرمان و زرند و شعب دیوان عالی کشور آراء‌ متفاوت صادر گردیده و تقاضای طرح موضوع را در هیأت عمومی دیوان عالی‌ کشور به منظور ایجاد رویه واحد نموده و درخواست مذکور از طرف معاون اول محترم دیوان عالی کشور جهت اقدام لازم به این دادسرا ارسال گردیده‌است و پرونده‌های مربوطه مطالبه و خلاصه جریان آنان به شرح ذیل معروض می‌گردد :
۱ - طبق محتویات پرونده کلاسه ۴۱۰.۷۲.۳.۱ شعبه سوم‌دادگاه حقوقی یک کرمان درتاریخ ۷۲/۹/۱۴ آقای حسین پوررنجبر حسن‌آبادی اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف سایر شرکاء با وکالت آقای اصغر‌ خواجوئی‌نژاد وکیل دادگستری دادخواستی به طرفیت شرکت سهامی آب منطقه‌ای کرمان به خواسته‌ی اعتراض به رأی کمیسیون صدور پروانه‌ها و صدور‌ حکم بر ابطال آن و الزام شرکت خوانده به صدور پروانه‌ی بهره‌برداری از یک حلقه چاه واقع در یاورآباد زرند و رفع توقیف از آن تقدیم دادگاه‌های حقوقی‌ یک کرمان نموده و توضیح داده مالکین یک حلقه چاه عمیق در یاورآباد زرند هستند که قدمت آن به سال ۱۳۴۰ می‌رسد و شواهد و قرائن حاکی است‌ که چاه مرتباً مورد
بهره‌برداری بوده و زمین‌های زیادی را جهت کشت گندم و جو و علوفه مشروب می‌نموده و با توجه به نامه‌ی شماره‌ی ۶۸۶۲.۱۰-۱۳۶۷.۵.۲۵ شرکت خوانده جز و آمار سالهای ۵۴-۵۳ منظور گردیده و سالهاست که از آب چاه حدود شصت هکتار زمین زیر کشت پسته‌ مشروب می‌شود که متعلق به تعداد زیادی کشاورز می‌باشد مالکین در سال ۱۳۵۸ تقاضای صدور پروانه نموده‌اند که سوابق در شرکت خوانده موجود‌ می‌باشد بعد از تصویب قانون توزیع عادلانه آب هم به تجویز تبصره ماده ۳ قانون مذکور مالکین به شرکت مراجعه و تقاضای صدور پروانه بهره‌برداری‌نموده‌اند ولی شرکت خوانده تا کنون به وظیفه‌ی قانونی خود عمل نکرده و به بهانه‌ی غیر مجاز بودن چاه مانع بهره‌برداری مالکین است و اعلام کرده که طبق‌رأی کمیسیون صدورپروانه‌ها چاه غیر مجاز و مضر به مصالح عمومی شناخته شده است در حالی که این چاه حدود سی سال است که حفر گردیده و‌ممر معاش تعداد زیادی از
زارعین می‌باشد و به موجب قانون توزیع عادلانه آب حق مکتسبی که برای آن‌ها ایجاد شده محفوظ می‌باشد. تقاضای صدور‌ حکم به شرح خواسته را دارد نماینده خوانده در دادگاه با ذکر ایراداتی اظهار داشته مورد دعوی غیرمنقول بوده و رسیدگی به دعاوی غیرمنقول در‌ صلاحیت دادگاه‌های محل وقوع آن می‌باشد و در صورتی‌ دادگاه محل مرکز شرکت صالح به رسیدگی به دعاوی علیه شرکت می‌باشد که دعوی مطروحه‌ مربوط به غیرمنقول نبوده بلکه مربوط به قراردادها وسهام شرکاء و دعاوی بین سهامداران باشد. لذا دادگاه کرمان صلاحیت رسیدگی به این دعوی را‌ ندارد و در ماهیت امر نیز اظهار داشته چاه مورد بحث در سال ۶۶ حفر و چندین مرتبه پر گردیده و به دلیل حفر آن بعد از قانون توزیع عادلانه آب مشمول‌ تبصره ماده ۳ قانون یاد شده نمی‌گردد. وکیل خواهان‌ها متقابلاً اظهار داشته چون دعوی علیه شرکت می‌باشد رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه محل‌ مرکز شرکت می‌باشد و در مورد سایر ایرادات نیز پاسخ داده است دادگاه به استدلال اینکه (‌عنوان دعوی اعتراض به رأی کمیسیون و خواسته‌ی الزام‌ خوانده به صدور پروانه‌ی بهره‌برداری بوده صریحاً مربوط به غیرمنقول نیست و طبق ماده ۳۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی )، هر نوع دعوی علیه شرکت‌در دادگاه محل مرکز شرکت اقامه می‌گردد. ایراد به صلاحیت دادگاه کرمان را رد نموده و سپس در ماهیت امر پس از یک سلسله رسیدگی نهایتاً به موجب‌دادنامه‌ی شماره ۱۶۸-۷۳.۵.۱۱ با توجه به اینکه مالکیت خواهان‌ها حسب مفاد نامه شماره ۱۲۹۸۶.۳۰-۷۲.۵.۵ شرکت خوانده محرز بوده و حسب‌ گزارش شماره ۶۸۶۲.۱- ۶۷.۵.۲۵ شرکت خوانده چاه مورد بحث جزء آمار سال ۱۳۵۴ و ۱۳۵۳ محسوب گردیده و با توجه به وضعیت محل و سن‌درختان پسته و نظریه کارشناس دعوی خواهان‌ها را تا میزان کارشناس قابل پذیرش و توجه تشخیص و حکم بر ابطال رأی کمیسیون صدور پروانه‌ها و‌رفع توقیف از چاه و الزام شرکت خوانده به صدور پروانه بهره‌برداری به میزان ده لیتر درثانیه صادر و اعلام کرده است شرکت سهامی آب منطقه‌ای‌کرمان به رأی صادره اعتراض نموده ودر لایحه‌ی اعتراضیه نیز با ایراد به صلاحیت دادگاه اعلام داشته چون محل چاه در حوزه قضائی شهرستان زرند‌ واقع بوده هرچند موضوع دعوی اعتراض به رأی کمیسیون قلمداد می‌گردد ولی از آنجا که موضوع دعوی حقوق راجع به مال غیرمنقول است مشمول‌ ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) بوده و ضرورت داشته است دادگاه قرار عدم صلاحیت خود را به اعتبار صلاحیت رسیدگی دادگاه زرند صادر می‌کرد‌ در ماهیت امر نیز اعتراضاتی مطرح نموده پرونده جهت رسیدگی به تقاضای تجدید نظر به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه هشتم ارجاع و به کلاسه۸۱۳۷.۲۲-۸ ثبت گردیده است این شعبه دیوان به موجب دادنامه شماره ۸.۸۶۵-۷۳.۱۱.۲۶ چنین رأی داده است.

‌رأی:‌ از طرف تجدید نظرخواه اعتراض موجه‌ای به عمل نیامده تشخیص و استدلال دادگاه مغایرتی با مندرجات رونده و قانون نداشته و دادنامه تجدید‌نظر خواسته ابرام می‌گردد.

۲- طبق محتویات پرونده کلاسه۷۲-۱-۱۷ ح . ۱ دادگاه حقوقی یک شهرستان زرند در تاریخ ۷۱.۸.۱۲ آقای اصغر کبیری دادخواستی به طرفیت شرکت‌ سهامی آب منطقه‌ای کرمان به خواسته تقاضای تصحیح پروانه حفر و بهره‌برداری شماره ۱۰۷۲۳.۳۰-۷۱۷۷-۶۴.۷.۱۰ مربوط به فاز واقع دراکبرآباد‌ زرند به نام شبکه بهداری زرند آقای مسعود منصوری به نام اصغر کبیری نماینده دباغان زرند و تغییر مصرف از دباغی به دباغی و کشاورزی مقوم به مبلغ‌ پانصد هزار تومان به دادگاه حقوقی یک کرمان تقدیم و توضیح داده که طی پروانه مذکور اجازه‌ی حفر و بهره‌برداری یک حلقه چاه صادر شده که پروانه‌ به نام آقای مسعود منصوری نماینده‌ی شبکه بهداری زرند می‌باشد درصورتی که زمین محل حفر چاه و کلیه‌ی هزینه‌های مربوط به حفر و صدور پروانه‌ را اینجانب پرداخته و طی نامه شماره ۸۳۷-۶۴.۴.۸ شبکه بهداشت
اینجانب را به عنوان نماینده دباغان زرند به شرکت آب منطقه‌ای معرفی نموده و از‌ زمان بهره‌برداری از فاز مذکور چون اینجانب کلیه‌ی امور مربوط به شتستشوی پوست‌های کلیه‌ی دباغان را متقبل شده‌ام، با استفاده از آب فاضلاب پوستها‌ توانسته‌ام یک قطعه زمین به مساحت نیم هکتار را درختکاری نمایم که اکنون مثمر ثمر گردیده‌اند و تا کنون هیچگونه ممانعتی از سوی شرکت آب‌ منطقه‌ای نشده و درحال حاضر به علت استفاده از آب فاضلاب جهت کشاورزی فاز مذکور را پلمپ کرده‌اند. تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح‌ خواسته را دارم. شعبه دوم دادگاه حقوقی یک کرمان به شرح قرارشماره ۲۶-۷۱.۸.۱۴ چون خواسته خواهان اصلاح پروانه بهره‌برداری چاه مورد بحث‌مربوط به یک حلقه محفوره بوده و خواسته مزبور مآلاً راجع به اموال غیرمنقول و از لحاظ صلاحیت رسیدگی دادگاه شمول حکم ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) است لذا دعوی مطروحه را در صلاحیت رسیدگی دادگاه حقوقی یک زرند محل وقوع چاه محفوره متنازع فیه دانسته و قرار عدم‌صلاحیت خود را به اعتبار صلاحیت رسیدگی دادگاه حقوقی یک زرند صادر و پرونده را به مرجع مذکور ارسال داشته است. دادگاه حقوقی یک زرند نیز‌ با پذیرش صلاحیت محلی خود و پس از بررسی موضوع و رسیدگی به آن سرانجام به موجب دادنامه شماره ۶۳-۷۲.۲.۳۱ با توجه به محتویات پرونده‌ و مستنداً به ماده ۲۸ قانون توزیع عادلانه آب که هرگونه تغییر در پروانه یا نوع مصرف را منحصراً با وزارت نیرو قرار داده موردی را برای اظهارنظر دادگاه‌موجود ندیده و حکم بر رد خواسته صادر و اعلام کرده است. با تجدیدظرخواهی خواهان از رأی صادره پرونده جهت رسیدگی به تقاضای تجدیدنظر‌ به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه ۲۴ ارجاع و به کلاسه ۷۵۵۱.۶ -۲۴ ثبت گردیده و این شعبه دیوان نیز به موجب دادنامه شماره۲۴.۷۷۱-۷۲.۱.۱۵ چنین رأی داده است :

‌رأی:‌ اعتراض تجدیدنظر خواه نسبت به رأی تجدید نظر خواسته وارد و مؤثر تشخیص نمی‌گردد از لحاظ رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکالی که‌نقض رأی مذکور را ایجاب نماید مشهود نمی‌باشد لذا رأی مورد بحث نتیجتاً ابرام می‌گردد.

‌اینک با توجه به مراتب به شرح آتی مبادرت به اظهارنظر می نماید.

‌نظریه:‌ همانطور که ملاحظه می‌فرمائید در استنباط از مواد ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) او ماده ۳۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و در موضوع صلاحیت محلی دادگاه در رسیدگی به‌دعاوی مطروحه از ناحیه‌ی مالکین چاهها علیه شرکت سهامی آب منطقه‌ای کرمان از سوی شعب هشتم و بیستم و چهارم دیوان عالی کشور رویه‌های‌ متفاوتی اتخاد گردیده بدین توضیح که شعبه هشتم نظر شعبه سوم دادگاه حقوقی یک کرمان را که رسیدگی به دعوی مطروحه را بنا به وقوع مرکز
شرکت‌ خوانده در مرکز استان یعنی کرمان مستنداً به ماده ۳۶ قانون آئین دادرسی مدنی در صلاحیت خود دانسته و به دعوی رسیدگی و اصدار رأی نموده‌، پذیرفته و رأی صادره از دادگاه بدوی را تأیید و ابرام کرده است ولی شعبه بیست و چهارم برعکس نظر دادگاه حقوقی یک زرند را که به دلیل ارتباط دعوی‌ به حقوق مربوط به غیرمنقول مستنداً به ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) اعتقاد به صلاحیت محلی خود داشته قبول نموده و رأی صادره از دادگاه‌ بدوی را تأیید و استوار کرده است. بناء علیهذا چون از دو شعبه دیوان عالی کشور در موارد مشابه رویه‌های متفاوتی اتخاذگردیده است مستنداً به قانون‌مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب سال ۱۳۲۸ تقاضای طرح موضوع را در هیأت عمومی محترم دیوان عالی کشور به منظور ایجاد رویه واحد دارد.

‌معاون اول دادستان کل کشور - حسن فاخری

جلسه وحدت رویه ‌به تاریخ روز سه شنبه ۱۳۷۸.۹.۱۶ جلسه وحدت رویه قضائی هیئت عمومی دیوان عالی کشور
به ریاست حضرت آیت الله محمد محمدی گیلانی،‌رئیس دیوان عالی کشور و با حضور جناب آقای حسن فاخری معاون اول دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان، رؤسا و مستشاران شعب حقوقی و‌کیفری دیوان عالی کشور تشکیل گردید.

‌پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و استماع عقیده جناب آقای حسن فاخری معاون اول دادستان محترم کل کشور مبنی بر: "‌با توجه به مقررات مواد ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و ماده ۲۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) در دعاوی راجع به غیرمنقول اعم از دعوی مالکیت و سایر حقوق راجع به آن باید در دادگاهی اقامه شود که مال غیر‌منقول در حوزه آن واقع شده و اگر در ماده ۳۶ قانون مورد بحث در خصوص دعاوی شرکت‌ها مقررات دیگری وضع شده در مانحن فیه قابل اعمال‌ نیست زیرا مراد قانون‌گزار از ماده ۳۶ قانون مرقوم راجع به شرکت‌های تجاری است و نسبت به مورد بحث انصراف دارد و لذا استناد به ماده ۳۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) در خصوص مورد وجاهت قانونی ندارد در نتیجه رأی صادره از شعبه ۱ دادگاه حقوقی یک زرند که درشعبه ۲۴ دیوان عالی محترم کشور‌ ابرام شده،‌ طبق مقررات مواد ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و ماده ۲۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) صحیحاً صادره شده و مورد تأیید می‌باشد."‌مشاوره نموده واکثریت بدین شرح رأی‌داده‌اند.

رأی شماره ۶۴۳-۱۳۷۸.۹.۱۶
‌شماره ردیف :۱۶.۷۸
‌رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور

‌با مورد لحاظ قراردادن این امر که اصولاً بر طبق ماده ۵۵۹ قانون آئین دادرسی مدنی و بند ۲ ماده ۲۳ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، دیوان‌ عالی کشور در اظهارنظر در مورد صلاحیت محلی وارد نمی‌شود،‌ چون به موجب ماده ۲۳ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) رسیدگی به دعاوی راجعه به غیر‌منقول اعم از دعوی مالکیت و سایر حقوق راجعه به آن دادگاهی به عمل خواهد آمد که مال غیر منقول در حوزه آن واقع است اگر چه مدعی و مدعی‌علیه مقیم آن حوزه نباشند و ماده ۳۶ قانون مزبور که صرفاً ناظراست به دعاوی مربوط به اصل شرکت و دعاوی بین شرکت و شرکاء و اختلافات حاصله‌بین شرکاء و... شامل دعاوی مربوط به غیر منقول موضوع ماده ۲۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) مارالذکر نمی‌شود و طبعاً رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه محل وقوع مال‌غیر منقول خواهد بود. لذا به نظر اکثریت هیأت
عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه ۲۴ دیوان عالی کشور که رسیدگی به دعوی مال غیرمنقول مربوط‌ به شرکت را در صلاحیت دادگاه محل وقوع غیرمنقول دانسته و حکم دادگاه عمومی را در این زمینه تأیید کرده، صحیح و موافق موازین قانونی‌تشخیص می‌گردد. این رأی برطبق ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب سال ۱۳۷۸ برای شعب دیوان عالی کشور و‌ دادگاه‌ها لازم‌الاتباع است.

هیچ رأی دیوان عدالت اداری برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ نظریه مشورتی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ نشست قضایی برای این ماده ثبت نشده است.

دسترسی اشتراکی

برای مشاهده کامل تست‌ها، انتخاب گزینه و دیدن پاسخ باید اشتراک فعال داشته باشید.

تست ۱

دعوای ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از آن -------

منبع: وکالت مرکز مشاوران قوه قضاییه — ۱۳۸۴

قبلی بعدی