پلتفرم آموزشی حقوق و مهندسی

بانک جامع مواد قانونی و تست‌های آزمونی وکالت، کارشناس رسمی و نظام مهندسی

از متن تا تسلط

خانه بازگشت به فهرست مواد

آیین دادرسی کار

ماده ۲۲

ماده ۲۲

هر یک از طرفین دعوا می‌توانند برای خود یک نفر نماینده تام‌الاختیار انتخاب و معرفی نمایند.

دسترسی اشتراکی

برای دسترسی به محتوای کامل نکات آموزشی باید اشتراک فعال داشته باشید.

هیچ نکته آموزشی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ رأی وحدت رویه‌ای برای این ماده ثبت نشده است.

رأی شماره 3106329 مورخ 1403/12/21 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال دستورالعمل شماره 20705 مورخ 1402/6/30 معاونت روابط كار اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز

شماره ۰۲۰۴۹۶۶ - ۰۲۰۵۱۸۸ - ۱۴۰۳/۱۲/۲۷

بسمه تعالی

مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران

یك نسخه از رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با شماره دادنامه ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۳۱۰۶۳۲۹ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ با موضوع: «دستورالعمل شماره ۲۰۷۰۵ مورخ ۱۴۰۲/۶/۳۰ معاونت روابط كار اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز در خصوص نمایندگان حاضر در هیأت‌های حل اختلاف موضوع ماده ۲۲ آیین دادرسی کار ، ابطال شد» جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

معاون قضایی هیأت عمومی و هیأت های تخصصی دیوان عدالت اداری - مهدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ شماره دادنامه: ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۳۱۰۶۳۲۹

شماره پرونده: ۰۲۰۴۹۶۶ - ۰۲۰۵۱۸۸

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

شاكیان: آقایان علی اصغر رستمی و امید لاچین

طرف شكایت: اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز

موضوع شكایت و خواسته: ابطال دستورالعمل شماره ۲۰۷۰۵ مورخ ۱۴۰۲/۶/۳۰ معاونت روابط كار اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز

گردش كار: شاكیان به موجب دادخواست‌های جداگانه‌ای ابطال دستورالعمل شماره ۲۰۷۰۵ مورخ ۱۴۰۲/۶/۳۰ معاونت روابط كار اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز را خواستار شده‌اند و در جهت تبیین خواسته اجمالاً به طور خلاصه اعلام كرده‌اند كه:

" مطابق با اصل ۱۳۸ قانون اساسی هیأت وزیران حق دارد برای انجام وظایف اداری و تأمین اجرای قوانین و تنظیم سازمان‌های اداری به وضع تصویب‌نامه، آیین‌نامه و بخشنامه بپردازد ولی مفاد آن نباید با متن و روح قوانین مخالف باشد ناظر به این كه استنتاج این موضوع بر عهده‌ی مجلس شورای اسلامی می باشد. ( اصل ۷۴ قانون اساسی )

به موجب قانون آیین دادرسی كار هر یك از طرفین دعوی ( كارگر یا كارفرما ) می‌تواند برای خود یك نفر نماینده‌ی تام‌الاختیار انتخاب و معرفی نمایند ( ماده ۲۲ آیین دادرسی کار ) كه نماینده‌ی منتخب شخص حقیقی است كه به موجب سند رسمی یا عادی انتخاب و معرفی می‌شود ( ماده ۲۲ آیین دادرسی کار ) فلذا نماینده‌ی معرفی شده تام‌الاختیار محسوب می‌شود و همه‌ی اختیارات اصیل در دعوا را دارد ( ماده ۲۵ آیین دادرسی کار ) كه موارد اخیرالذكر در مواد ماده ۱۱۷ آیین دادرسی کار و ماده ۱۲۱ آیین دادرسی کار فصل دوازدهم از قانون آیین دادرسی كار به صراحت بیان شده است.

به استناد اصول اصل ۲۸ قانون اساسی ، اصل ۳۴ قانون اساسی ، اصل ۴۰ قانون اساسی و اصل ۵۱ قانون اساسی نگارنده‌ی نامه‌ی مورد شكایت اذن و صلاحیت چنین نامه‌ای را از نظر قانون نداشته است.

در قانون كار بند ج ماده ۹ قانون کار و مواد ماده ۶۱ قانون کار ، ماده ۷۹ قانون کار و ماده ۸۳ قانون کار از كلمه‌ی ممنوعیت استفاده كرده است. از آن جایی كه مطابق حكم صادره‌ی نگارنده‌ی نامه با به كار بردن كلمه‌ی ممنوعیت باب جدیدی در حقوق و عدم تكریم ارباب رجوع گشوده است زیرا صراحت قانون بر معرفی نماینده دارد و اگر هم تمبر وكالتی مهم است هیأت عمومی دیوان عالی كشور در مورخ ۱۳۹۸/۷/۲ تكلیف را مشخص نموده است و اعلام داشته دادخواست به جریان نمی‌افتد و مدیر دفتر نقص را به خواهان اعلام و سپس معمولاً قرار صادر كه قرارها موجب رسیدگی مجدد هستند و این كه تردد ممنوع باشد با اصل فلسفه‌ی نظام و قانون اساسی كه خدمت به مردم را سرلوحه‌ی كار قرار داده در تعارض است. قانون كار مصوب سال ۱۳۶۹ در كلیه‌ی موارد فرآیند رسیدگی مجانی بود و در آیین‌نامه دادرسی كار مصوب ۱۳۹۳ اصل رایگان بودن در پیش‌گفتار به صراحت نوشته شده است. لذا نظر به این كه قانونگذار به صراحت در مواد ماده ۲۲ آیین دادرسی کار الی ماده ۲۷ آیین دادرسی کار ، ماده ۱۱۷ آیین دادرسی کار و ماده ۱۲۱ آیین دادرسی کار ، برای مجریان قانون ( مراجع موضوع ماده ۱۵۷ قانون کار ) رسالت و طریقت را به وضوح، تبیین و روشن نموده است كه با توجه به توضیحات مارالذكر ابطال دستورالعمل مورد شكایت را خواستاریم".

متن مقرره‌ی مورد شكایت به شرح زیر است:

"دستورالعمل شماره ۲۰۷۰۵ مورخ ۱۴۰۲/۶/۳۰ معاونت روابط كار اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز

رؤسای محترم ادارات تابعه
با سلام
موضوع: نمایندگان حاضر در هیأت های حل اختلاف موضوع ماده ۲۲ آیین دادرسی كار

با توجه به حضور افرادی به عنوان وكیل یا نماینده‌ی كارفرمایان و كارگران یا وكالت‌نامه‌های معمولی یا محضری كه فاقد مدرك یا دانش كافی در زمینه‌ی روابط كار ( حضور در هیأت‌های اختلاف، سخت و زیان‌آور و سایر قسمت‌ها ) می‌باشند و حضور آن‌ها باعث به وجود آمدن و مشكلات عدیدی [عدیده ای] برای ارباب رجوع و ادارات تابعه گردیده ضمن رعایت مواد قانونی ماده ۲۲ آیین دادرسی کار تا ماده ۲۷ آیین دادرسی کار فصل سوم آیین دادرسی كار كه به منظور حمایت همه جانبه و خصوصاً مالی از كارگران و كارفرمایان وضع گردیده است یعنی هریك از طرفین می‌توانند برای خود یك نفر نماینده تام‌الاختیار انتخاب و معرفی نمایند ( ماده ۲۲ آیین دادرسی کار )، ولی اگر این شخص نماینده بخواهد امر وكالت را به عنوان یك شغل انجام دهد علاوه بر داشتن مدارك و تخصص لازم بر اساس ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم و همچنین اشاره به بند الف، د، و تبصره های ۱ و ۲ ماده فوق‌الاشاره باید ضمن تشكیل پرونده مالیاتی بر اساس بند (الف) پنج درصد حق‌الوكاله مقرر در تعرفه برای هر مرحله حضور تمبر الصادق [الصاق] و ابطال نمایند و آن را به هیأت مربوطه ارائه دهد.

بر اساس بند یك ماده مذكور (۱۰۳) در هر مورد كه مفاد این ماده اعمال نشده باشد وكالت وكیل با رعایت مقررات آیین دادرسی مدنی در هیچ یك از ارگان‌ها و مراجع مذكور قابل قبول نخواهد بود مگر در وكالت‌های مرجوعی از وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی - شهرداری‌ها و مؤسسات وابسته به دولت كه محتاج به ابطال تمبر وكالت‌نامه نمی‌باشد.

لذا من‌بعد تردد و حضور افرادی كه بدون رعایت موارد فوق قصد حضور در ادارات به عنوان نماینده‌ی كارگر یا كارفرما را دارند ممنوع می‌باشد. به پیوست مفاد ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم جهت اطلاع و بهره‌برداری ارسال می‌گردد. - اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز"

در پاسخ به شكایت مذكور، اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز به موجب لایحه‌ای كه به شماره ۳۸۸۵۹۸۰ مورخ ۱۴۰۲/۸/۲۹ ثبت دفتر اندیكاتور هیأت عمومی دیوان عدالت اداری شده، توضیح داده است كه:

"به استناد ماده ۱۶۴ قانون کار جمهوری اسلامی ایران و با توجه به رعایت قاعده دادرسی عادلانه و اصول خاص دادرسی كار از قبیل اصل سرعت، اصل غیر تشریفاتی بودن رسیدگی، اصل تخصصی و فنی بودن رسیدگی، اصل سه جانه [جانبه] گرایی و اصل رایگان بودن دادرسی كار، همان گونه كه از مفاد نامه‌ی مذكور مشخص می‌باشد تنها به اجرای صحیح قانون ( مواد ۲۲ تا ۲۷ فصل سوم آیین دادرسی كار ) اشاره گردیده و منظور یادآوری و رعایت دقیق قانون می‌باشد ( موضوع نامه شماره ۱۷۶۷۳۸ مورخ ۱۳۹۷/۹/۱۲ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وقت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی ) به طوری كه براساس ماده ۲۲ آیین دادرسی کار هر شخصی می‌تواند یك نماینده برای خود جهت حضور در جلسات رسیدگی انتخاب و معرفی نماید و حضور كلیه‌ی افراد حقیقی به عنوان نماینده در هیأت‌های حل اختلاف كار بلامانع است. لیكن فقط افرادی كه نمایندگی و حضور در هیأت‌های حل اختلاف كار را به عنوان شغل و منبع درآمد اختیار نموده‌اند را ملزم به اجرای ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم نموده است و منظور از عدم تردد این افراد در ادارات در اجرای تبصره ۱ ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم؛ صرفاً جهت شركت در هیأت‌های حل اختلاف كار بوده است. ضمناً نظر آن مقام را به موارد ذیل معطوف می‌دارد:

۱ - ابطال تمبر بر روی برگه‌ی وكالت‌نامه براساس نص صریح ماده ۱۰۳ است.
۲ - وكیل یا نماینده باید مبلغ مالیات را از سهم خود بپردازد نه حساب كارگر.
۳ - همان گونه كه مستحضرید عده‌ای سودجو صرفاً به منظور كسب درآمد با اغفال كارگران زحمتكش از طریق اخذ وكالت یا نمایندگی به این حوزه ورود كرده و موجبات زیان كارگران را فراهم می‌كند كه این موضوع مبتلا به تمام مراجع حل اختلاف سراسر كشور نیز می‌باشد.

با توجه به موارد صدرالاشاره و همچنین اصدار نامه بر اساس ضوابط و مقررات قانونی، استدعای رد شكایت شاكیان را دارد."

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

مواد ۲۲ تا ۲۷ از فصل سوم آیین نامه دادرسی كار متضمن مقرراتی ناظر به نمایندگی در مراجع رسیدگی به اختلاف كارگر و كارفرما است و از جمله مقررات مزبور این است كه هر یك از طرفین دعوا می‌توانند برای خود یك نفر نماینده‌ی تام‌الاختیار انتخاب و معرفی نمایند و نماینده‌ی منتخب، شخص حقیقی است كه به موجب سند رسمی یا عادی انتخاب و معرفی می‌گردد و براساس ماده ۱۱۶ آیین دادرسی کار ، این آیین نامه توسط شورای عالی كار تهیه و در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۷ به تصویب وزیر تعاون، كار و رفاه اجتماعی رسیده است. نظر به مراتب مذكور و با عنایت به این كه براساس اصل ۱۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هر یك از وزیران در حدود وظایف خویش و مصوبات هیأت وزیران حق وضع آیین‌نامه و صدور بخشنامه را دارد و مواد ۲۲ تا ۲۷ آیین دادرسی كار بر مبنای صلاحیت مزبور به تصویب رسیده، ولی اداره كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان البرز بدون برخورداری از صلاحیت قانونی به وضع دستورالعمل شماره ۲۰۷۰۵ مورخ ۱۴۰۲/۶/۳۰ درخصوص نمایندگان حاضر در هیأت‌های حل اختلاف كار مبادرت نموده است، بنابراین دستورالعمل فوق خارج از حدود اختیار است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ قانون دیوان عدالت اداری و ماده ۸۸ قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود. این رأی براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری ( اصلاحی مصوب ۱۴۰۲/۲/۱۰ ) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاك عمل است.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - احمدرضا عابدی

رأی شماره 93 مورخ 1398/02/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال نامه شماره 94040 - 1396/05/22 اداره كل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی

شماره ۹۶۰۱۰۴۱ - ۱۳۹۸/۲/۱۷

بسمه تعالی
جناب آقای اكبرپور
رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران
با سلام

یك نسخه از رأی ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۰۰۹۳ مورخ ۱۳۹۸/۲/۳ با موضوع: «ابطال نامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ اداره كل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی» جھت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

مدیركل ھیأت عمومی و ھیأت‌ھای تخصصی دیوان عدالت اداری - مھدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۸/۲/۳
شماره دادنامه: ۹۳
شماره پرونده: ۹۶ /۱۰۴۱
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاكی: آقای جعفر بیژنی
موضوع شكایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ اداره كل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی

گردش كار: شاكی به موجب دادخواستی ابطال نامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ اداره كل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی را خواستار شده و درجهت تبیین خواسته اعلام كرده است كه:

«احتراماً با استناد به اصل ۱۷۰ قانون اساسی و اصل ۱۷۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به شماره ۳۰۶۳ /۱ بازنگری همه‌پرسی مورخ ۱۳۶۸/۵/۲۴ ملت شریف ایران و در راستای بند ۱ ماده ۱۲ آیین دادرسی و تشكیلات دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۰/۹/۳۰ شورای نگهبان و مصوب ۱۳۹۲/۳/۲۵ مجمع تشخیص مصلحت نظام به علت مغایرت موارد ذكر شده تقاضای ابطال بخشنامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ ابلاغی به ادارات تعاون، كار و رفاه اجتماعی سراسر كشور را دارم. با توجه به اینكه ۱ - مستنداً به بند ۷ اصل ۳ قانون اساسی كشور كه بیان می دارد: «تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی در حـدود قانون» از وظایف دولت جمهـوری اسلامی ایـران ۲ - مستنداً بـه اصل ۲۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایـران « هر كس حـق دارد شغلی را كـه بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالـح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه‌ی افراد امكان اشتغال به كار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید. ۳ - مستنداً به تبصره ۲ ماده ۸۴ قانون مدیریت خدمات كشوری «كارمندان دستگاههای اجرایی می‌توانند در طول مدت خدمت خود با موافقت دستگاه ذی‌ربط حداكثر از مرخصی بدون حقوق استفاده نماید و در صورتی كه كسب مرخصی برای ادامه تحصیلات عالی تخصصی در رشته مربوط شغل كارمندان باشد تـا مـدت دو سال قابل افزایش خواهـد بـود. ماده ۲۲ آیین دادرسی کار «هـر یك از طرفین دعـوا می‌توانند برای خود یك نفر نماینده‌ی تام‌الاختیار انتخاب و معرفی نمایند.» ماده ۲۳ آیین دادرسی کار « نماینده‌‌ی منتخب شخص حقیقی است كه به موجب سند رسمی یا عادی انتخاب و معرفی می‌شود.» ماده ۲۴ آیین دادرسی کار «چنانچه مرجع رسیدگی كننده در اصالت سند عادی كه به موجب آن نماینده معرفی شده است. تردید كند باید از اصیل در خصوص اصالت سند استعلام نماید.»

آن چنان كه در شرح بخشنامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی آمده است و به كلیه‌ی ادارات تعاون، كار و رفاه اجتماعی كشور ارسال گردید كه به تبع آن ادارات كار مكلف به تبعیت از دستور مقام مافوق می‌باشند به استحضار می‌رساند: ۱ - در بند ۷ اصل ۳ قانون اساسی آزادی را از وظایف دولت برشمرده است و مفهوم آن این است كه دولت نمیتواند كسی را محدود نماید مگر به حكم قانون كه در نامهd فوق استنادات قانونی وجود ندارد. ۲ - كارمندان دولت در زمان مرخصی بدون حقوق رابطه‌ی كاری آن‌ها با دستگاه متبوع به حالت تعلیق در میآید و هیچ‌گونه حقوق و دستمزدی از طرف دستگاه به وی پرداخت نمی‌شود و حتی بیمه‌ی وی قطع می‌گردد و مدت مرخصی وی در زمره‌ی سنوات لحاظ نمی‌شود.

همچنین در مـاده ۲۲ و ۲۳ آییـن دادرسـی كار شـرایط اعطای نماینـدگی طرفین دعوا به افراد حقیقی را بیان كرده است و هیچ‌گونه محدودیتی و استثنایی در معرفی افراد وجود ندارد. لذا عطف به مراتب فوق به نظر می‌رسد بخشنامه‌ی اداره كل جبران خدمت وزارت كار منجر به ایجاد محدودیت برای افرادی در جامعه می‌گردد و آزادی را از آن‌ها سلب می‌نماید. اداره كل روابط كار صرفاً در راستای نیروهای تحت پوشش خود می‌تواند بخشنامه وضع نماید در صورتی كه در متن نامه اشاره‌ی عام به كارمندان دولت نموده است كه بعضاً مشمول قانون خدمات كشوری و قوانین تحت امر وزارتخانه متبوع خود می‌باشند و ارتباطی با اداره كل تنظیم و جبران خدمت وزارت كار ندارند. متن بخشنامه‌ی فوق موجب سردرگمی مراجع حل اختلاف مندرج در آیین دادرسی كار می‌گردد آن چنان كه در ماده ۲۲ و ۲۳ به شرایط نمایندگی اشاره شده است و محدودیتی برای افراد قائل نشده است اما با صدور این بخشنامه بعضاً طرفین دعوا یا خود كارمند یا از كارمندان دولت شاغل در دستگاه‌های دیگر برای نمایندگی خود استفاده می‌نماید كه در این صورت مراجع حل اختلاف كار بین پذیرش درخواست نمایندگی و عدم پذیرش دچار سردرگمی می‌باشند چرا كه اگر درخواست نمایندگی را بپذیرد منطبق بر ماده ۲۲ آیین دادرسی کار عمل نمودند و اگر نپذیرند هیچ گونه اسناد قانونی در راستای اجرای آیین دادرسی كار وجود ندارد. لذا با توجه به شرح فوق و با توجه به اصل رایگان سریع و غیر تشریفاتی بون اجرای قانون كار و آیین دادرسی كار:
۱ - جهت جلوگیری از ایجاد محدودیت اداری برای بعض افراد جامعه
۲ - جلوگیری از اطاله‌ی دادرسی در مراجع اداره كار ناشی از نپذیرفتن نماینده‌ی معرفی شده
۳ - جلوگیری از وضع بخشنامه‌های دلبخواهانه خارج از مراجع ذی‌صلاح
۴ - اجرای ماده ۱۲ آیین دادرسی و تشكیلات دیوان عدالت اداری
تقاضای ابطال بخشنامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ اداره كل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی را استدعا دارم.»

متن بخشنامه مورد اعتراض به قرار زیر است:

«جناب آقای مازندرانی
مدیركل محترم تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان گلستان
با سلام و احترام
بازگشت به نامه شماره ۱۵۶۹ /۲۷ /س۹۶ - ۱۳۹۶/۳/۲۲ به آگاهی می‌رسانم: نظر به اینكه در دوران مرخصی بدون حقوق، كارمند دستگاه دولتی ارتباط خود را به طور كامل با دستگاه متبوع قطع نمی‌كند و با توجه به روح كلی حاكم بـر ماده ۹۰ قانون مـدیریت خدمات كشوری كـه بیان‌كننده‌ی اصول كلی انجام وظیفه توسط كارمندان دولت می‌باشد و به ویژه با توجه به اصل امانت مقرر در ماده‌ی مزبور، از نظر این اداره كل، كارمندان دولت نمی‌توانند در دوران مرخصی بدون حقوق به عنوان نمایندگی طرفین دعوا در مراجع حل اختلاف كار اشتغال یافته و نمایندگی طرفین دعوا در مراجع حل اختلاف كار را شغل خود قرار دهند. - مدیركل روابط كار و جبران خدمت»

در پاسخ به شكایت مذكور، مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی به موجب لایحه شماره ۲۰۵۰۸۶-۲۰ /۱۰ /۱۳۹۶ توضیح داده است كه:

«با سلام و احترام:
بازگشت به نامه شماره ۱۷۴۸۸۲ - ۱۳۹۶/۹/۱۲ در خصوص دادخواست آقای جعفر بیژنی به خواسته ابطال نامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ این اداره كل مطرح شده در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، خواهشمندم دستور فرمایید پاسخ ذیل به هیأت عمومی دیوان عدالت اداری اعلام شود:

۱ - بنا بر دادخواست واصله آقای جعفر بیژنی به طرفیت اداره كل روابط كار و جبران خدمت و به خواسته‌ی ابطال نامه شماره ۹۴۰۴۰ - ۱۳۹۶/۵/۲۲ اقامه‌ی دعوا نموده است. نامه‌ی مورد اعتراض چنین مقرر می نماید: « نظر به اینكه در دوران مرخصی بدون حقوق، كارمند دستگاه دولتی ارتباط خود را به طور كامل با دستگاه متبوع قطع نمی‌كند و با توجه به روح كلی حاكم بر ماده ۹۰ قانون مدیریت خدمات كشوری كه بیان كننده‌ی اصول كلی انجام وظیفه توسط كارمندان دولت می‌باشد و به ویژه با توجه به اصل امانت مقرر در ماده‌ی مزبور، از نظر این اداره كل، كارمندان دولت نمی‌توانند در دوران مرخصی بدون حقوق به عنوان نمایندگی طرفین دعوا در مراجع حل اختلاف كار اشتغال یافته و نمایندگی طرفین دعوا در مراجع حل اختلاف كار را شغل قرار دهند.»

۲ - شاكی در دادخواست خود این امر را ایجاد محدودیت برای آزادی افراد در جامعه می‌داند. در پاسخ به ادعای شاكی باید گفت كه همان طور كه در نامه‌ی مورد اعتراض اشاره شده است ( رابطه‌ی كارمند با دستگاه دولتی در دوران مرخصی بدون حقوق قطع نمی‌گردد و بدین دلیل است كه لفظ كارمند همچنان بر این گونه افراد اطلاق می‌شود: نامه‌ی مورد اعتراض به این دلیل صادر شده است كه از سوءاستفاده كارمندان دستگاه‌های دولتی جلوگیری نماید. زیرا كارمندان دستگاه‌های دولتی می‌توانند به بهانه‌ی مرخصی بدون حقوق و در دوران مرخصی مزبور نمایندگی و وكالت در مراجع حل اختلاف كار را شغل خود قرار دهند، آنچه كه در نامه‌ی مورد شكایت نیز آمده است این است كه كارمندان دستگاه‌های دولتی در دوران مرخصی بدون حقوق نمی‌توانند وكالت در مراجع حل اختلاف كار را شغل خود قرار دهند.

۳ - اگر پذیرفته شود كه كارمندان دستگاه‌های دولتی در دوران مرخصی بدون حقوق بتوانند وكالت در مراجع حل اختلاف كار را شغل خود قرار دهند، در آن صورت امر مزبور با ماده ۹۰ قانون مدیریت خدمات كشوری در تعارض خواهد بود، زیرا كارمندان دستگاه‌های دولتی از شغل خود برای نفوذ در مراجع حل اختلاف كار استفاده خواهند برد. این در حالی است كه ماده ۹۰ قانون مدیریت خدمات كشوری مقرر می دارد: «كارمندان دستگاه‌های اجرایی موظف می‌باشند كه وظایف خود را با دقت، سرعت، صداقت، امانت، گشاده‌رویی، انصاف و تبعیت از قوانین و مقررات عمومی و اختصاصی دستگاه مربوطه انجام دهند و در مقابل عموم مراجعین به طور یكسان و دستگاه ذی‌ربط پاسخگو باشند...»، در حالی كه اگر بپذیریم كه كارمندان دستگاه‌های دولتی بتوانند در دوران مرخصی بدون حقوق وكالت در مراجع حل اختلاف كار را شغل خود قرار دهند، این امر با اصل صداقت و امانت و انصاف معارض می‌باشد.

۴ - با توجه به مراتب مزبور درخواست رد شكایت جعفر بیژنی را می‌نمایم»

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۸/۲/۳ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

مطابق مواد ۶ و ۹۴ قانون مدیریت خدمات كشوری و مفاد ماده واحده قانون ممنوعیت تصدی بیش از یك شغل، نمایندگی در مراجع حل اختلاف كار پست سازمانی محسوب نمی‌شود، همچنین به موجب مواد ۲۲ و ۲۳ آیین دادرسی كار، هر شخص حقیقی، حق حضور در جلسات مراجع حل اختلاف كارگر و كارفرما به عنوان نماینده‌ی یكی از طرفین دعوی را دارد و از آنجا كه در راستای اصل ۱۴۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صرفاً وكالت دادگستری برای كارمندان دولت، مشمول ممنوعیت در اصل مذكور شناخته شده است، بنابراین حضور كارمندان دولت به عنوان نماینده‌ی یكی از طرفین در مراجع حل اختلاف كارگر و كارفرما ( نه وكالت دادگستری ) در زمان اشتغال و یا مرخصی بلامانع است، در نتیجه مفاد نامه‌ی معترض‌عنه به علت مغایرت با مقررات فوق‌الذكر مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - محمدكاظم بهرامی

هیچ نظریه مشورتی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ نشست قضایی برای این ماده ثبت نشده است.

دسترسی اشتراکی

برای مشاهده کامل تست‌ها، انتخاب گزینه و دیدن پاسخ باید اشتراک فعال داشته باشید.

تستی مطابق این مرتب‌سازی برای شما یافت نشد.

قبلی بعدی